از ظاهر بعضى آیات، گمراه شدن انسان توسط خدا فهمیده مى شود، آیا چنین برداشتى صحیح است؟ مثلاً؛ «ختم اللّه على قلوبهم» یا «طبع اللّه» یا «یضلل اللّه» و «تذلّ من تشاء»
خیر؛ زیرا مگر مىشود خداوند این همه پیامبر و كتب آسمانى را براى هدایت انسان بفرستد؛ آنگاه خودش او را گمراهش كند؟!
بنابراین، معناى گمراه كردن خداوند این است كه انسان با اختیار خودش راه انحرافى را انتخاب مىكند و خداوند كیفر او را بستن راه نجات و هدایت قرار مىدهد.
به یك مثال توجه كنید: سارقى وارد منزل مىشود و براى سرقت به زیر زمین مىرود؛ امّا صاحب خانه متوجه شده، در را روى او قفل مىكند و به پلیس خبر مىدهد. در اینجا صاحب خانه دزد را گرفتار و راه را بر او مىبندد؛ ولى این عمل، كیفر حركت آزادانه خود سارق است.
آرى، انسان ابتدا خودش راه لجاجت و خلافكارى را پیش مىگیرد و خداوند او را در آن راه حبس مىكند. «و ما یضلّ به الاّ الفاسقین»(بقره، 26)، «یطبع اللّه على كلّ قلبٍ متكبّر جبّار»(مؤمن، 35)، «طبع اللّه علیها بكفرهم»(نساء، 155)
كسانى كه با كمال جسارت به انبیا مىگویند: خواه شما موعظه كنید یا موعظه نكنید، ما سخن شما را نمىپذیریم. «سواء علینا أ وَعَظت أم لم تكن من الواعظین»(شعراء، 136.) در قیامت هم مىگویند: «سواء علینا أجزعنا»( ابراهیم، 21.)
مگر مىشود باور كرد كه خداوند این همه پیامبر را با كتب آسمانى بفرستد و سرانجام انسان مجبور به انحراف باشد. آرى، اگر انسان راه ضلالت و گمراهى را انتخاب كرد، بدون شك عواقبى متناسب با آن خواهد داشت. چنانكه منافقان مىگویند: «انّما نحن مستهزؤن»(بقره، 14) ما اهل ایمان را مسخره مىكنیم، خداوند مىفرماید: «اللّه یستهزء بهم»(قره، 15)
امام رضاعلیه السلام مىفرماید: خداوند اهل مكر و خدعه و استهزا نیست؛ لیكن جزاى مكر و خدعه و استهزا را مىدهد.
كوتاه سخن آنكه هركس راه فسق را پیش گیرد، خداوند او را در مسیر انحراف قرار مىدهد. «و ما یضلّ به الاّ الفاسقین»(بقره، 26) و هر كس راه خدا را پیش گیرد، هدایت مىشود. «یهدى الیه من أناب»(رعد، 37)، «یهدى به اللّه من اتّبع رضوانه»(مائده، 16)، «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سُبُلَنا»(عنكبوت، 69.)
منبع :درس هایی از قرآن
خیر؛ زیرا مگر مىشود خداوند این همه پیامبر و كتب آسمانى را براى هدایت انسان بفرستد؛ آنگاه خودش او را گمراهش كند؟!
بنابراین، معناى گمراه كردن خداوند این است كه انسان با اختیار خودش راه انحرافى را انتخاب مىكند و خداوند كیفر او را بستن راه نجات و هدایت قرار مىدهد.
به یك مثال توجه كنید: سارقى وارد منزل مىشود و براى سرقت به زیر زمین مىرود؛ امّا صاحب خانه متوجه شده، در را روى او قفل مىكند و به پلیس خبر مىدهد. در اینجا صاحب خانه دزد را گرفتار و راه را بر او مىبندد؛ ولى این عمل، كیفر حركت آزادانه خود سارق است.
آرى، انسان ابتدا خودش راه لجاجت و خلافكارى را پیش مىگیرد و خداوند او را در آن راه حبس مىكند. «و ما یضلّ به الاّ الفاسقین»(بقره، 26)، «یطبع اللّه على كلّ قلبٍ متكبّر جبّار»(مؤمن، 35)، «طبع اللّه علیها بكفرهم»(نساء، 155)
كسانى كه با كمال جسارت به انبیا مىگویند: خواه شما موعظه كنید یا موعظه نكنید، ما سخن شما را نمىپذیریم. «سواء علینا أ وَعَظت أم لم تكن من الواعظین»(شعراء، 136.) در قیامت هم مىگویند: «سواء علینا أجزعنا»( ابراهیم، 21.)
مگر مىشود باور كرد كه خداوند این همه پیامبر را با كتب آسمانى بفرستد و سرانجام انسان مجبور به انحراف باشد. آرى، اگر انسان راه ضلالت و گمراهى را انتخاب كرد، بدون شك عواقبى متناسب با آن خواهد داشت. چنانكه منافقان مىگویند: «انّما نحن مستهزؤن»(بقره، 14) ما اهل ایمان را مسخره مىكنیم، خداوند مىفرماید: «اللّه یستهزء بهم»(قره، 15)
امام رضاعلیه السلام مىفرماید: خداوند اهل مكر و خدعه و استهزا نیست؛ لیكن جزاى مكر و خدعه و استهزا را مىدهد.
كوتاه سخن آنكه هركس راه فسق را پیش گیرد، خداوند او را در مسیر انحراف قرار مىدهد. «و ما یضلّ به الاّ الفاسقین»(بقره، 26) و هر كس راه خدا را پیش گیرد، هدایت مىشود. «یهدى الیه من أناب»(رعد، 37)، «یهدى به اللّه من اتّبع رضوانه»(مائده، 16)، «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سُبُلَنا»(عنكبوت، 69.)
منبع :درس هایی از قرآن
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum79/thread48519.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر