۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه

روزگاری بر مردم خواهد آمد...




حکمت 102 نهج البلاغه




روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخنچین را ، خوششان نیاید جز از بدکار هرزه ، و ناتوان نگردد جز عادل ، در آن روزگار کمک به نیازمندان خسارت و پیوند با خویشاوندان منت گذاری ، و عبادت نوعی برتری طلبی بر مردم است ، در آن زمان حکومت با مشورت زنان و فرماندهی خردسالان و تدبیر خواجگان اداره میگردد .



از آینده نگری حضرت امیر همین بس که تک تک این شرایط را با گوشت و پوست خود حس کرده ایم . جفا کرده ایم اگر حضرت را صرفا بابت این آینده نگری تحسین کنیم . عین خیلی از کار هایی که با بزرگانمان میکنیم . چهار تا احسنت و بارک الله بارشان میکنیم و تمام . نه بشارتشان در گوشمان فرو میرود و نه نذارتشان . جملاتشان را خوانده ، نخوانده فرض میکنیم .



امروز با خود می اندیشیدم ، از بس مسلمانانه زندگی نکرده ایم ما را به الگو گیری غربی ها دعوت میکنند . که آن غربی مآب اینگونه میزید و توی شیعه مآب اینگونه عمر میگذارنی . باز هم در حق شیعگی ظلم کرده ایم . به ما میگویند امروز نوبت مد لباس آن خواننده ی بدکار هرزه است ، سریع رنگ عوض کرده شبیه او میشویم . به ما میگویند ، آن خواننده دیگر اینگونه راه نمیرود ، کلاغ وار پیرو قدم های او میشویم . حرفی است که 1400 سال پیش مولایمان فرموده اند . او میخواهد به ما بگوید که هرزگی نکن ، هرزه پروری نکن ، اصلا مجال رشد کردن به هرزه نده . ذره ای تحسینش نکن ، با اون راه نرو ، اصلا هر کاری که تو را به سوی او متمایل نشان میدهد نکن . حالا بعضی هامان بیایند و ادای روشن فکر های تاریک فکر را در بیاورند و بگویند بله ما با این تیپش هم رفیقیم ، با آن تیپش هم رفیقیم . اصلا راستش را بگویم ، خودمم از این حرف ها زده ام . ولی حرف مولا ختم ماجراست . نه باید به هرزه مجال رشد داد . نیاز نیست برایش پول فراهم کنی ، همین که با او رفاقت کنی کافیست . همین که فکر کند که تو او را پسندیده ای و با او حال میکنی ، کافیست تا بدمستی کند . تو هم باید پی در پی با ساز او برقصی.



1400 سال پیش حضرت گفته اند عبادت نوعی برتری طلبی بر مردم میشود . تویی که تسبیحت دیگر عضوی از وجودت شده است ، وقتی دستش میگیری ، حس تحکمی به تو دست میدهد که نگو! انگار شلاق به دست گرفته ای و میخواهی هر کس بر علیه تو بود لت و پار کنی . تسبیحی که باید با آن درود میفرستادی بر محمد و آل محمد ، شده است وسیله رنجش دیگران . چنان تسبیح میچرخانی که وجود هرکس از هیبتت به لرزه می آید . تسبیحی که قرار بود تو را خاکی کند ، سرکشت کرده . بعضی اوقات باید تسبیحت را هم آب بکشی !


تا عبارت "حکومت با مشورت زنان" را خواندم یاد رایس و کیلینتون و اشتون افتادم ، دلم زیادی پرید ، همین حوالی خودمان هم زیاد اند ! حالا بیایند و راه باز کنند ، قانون هموار کنند و معبری بزنند برای راهیابی زنان به دنیای سیاست . علی که اینگونه نمیخواست!

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

به نقل از وبلاگ خاکنوشته ها






ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum359/thread48244.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: