۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه

بیانات رهبر انقلاب پیرامون مفهوم خودنگری در دعای سی و دوم صحیفه سجادیه


بیانات رهبر انقلاب پیرامون مفهوم خودنگری در دعای سی و دوم صحیفه سجادیه




هر فردى بايد از زندان نفسانيّات و خودبينى و غرور، خود را خارج كند و از بيرون به خود بنگرد. همه ما به اين تحوّل احتياج داريم. جبلّت بشر با نقص آميخته است.

كى مى‌توانيم آن نقصها را برطرف كنيم؟ وقتى آنها را ببينيم؛ وقتى آنها را بشناسيم و وقتى قبول كنيم كه نقص داريم.



اگر خودمان را مطلق دانستيم، مغرور شده‌ايم. خيال كرده‌ايم نقصى نداريم. پس چه وقت به فكر خواهيم افتاد كه خود را علاج كنيم؟ وقتى كه نقصهايمان راببينيم و بشناسيم.



شما ببينيد معلّمين روحانى بشر، يعنى پيغمبران، يعنى ائمّه هدى‌ عليهم‌الصّلاة والسّلام، دائم چكّشى به دست گرفته بودند و بر سر پيل دمانى كه نامش نفس ماست، فرود مى‌آوردند.



نفس، يعنى آن بُعد انحطاطگراى وجود ما؛ آن بُعدى كه شهوات را به ما القا و تلقين مى‌كند و ما را به آن مى‌كشاند. ضعفها و نقصهاى ما از آن جاست. بايد خودنگرى داشته باشيم تا ضعفها را ببينيم.



شما ملاحظه فرماييد كه امام سجاد عليه الصّلاة والسّلام، آن مركز نورانيّت، آن معدن معنويت و كمال، زيْنِ همه عابدين عالم، در دعاهاى صحيفه سجاديه، با خود چگونه مواجه مى‌شود و خود را چطور در مقابل پروردگار عالم قرار مى‌دهد و استغاثه مى‌كند!



در نيمه شب و بعد از نماز شب؛ آن هم نه نماز شبِ آدم معمولى و عادى، بلكه نماز شبِ سيّد سجاد، آن امام همام به پروردگار عالم رو مى‌كند و مى‌گويد:

و هذا مقام من استجبى‌ لنفسه منك و سخط عليها و رضى عنك

يعنى «پروردگارا! من به خاطر نفس خودم، به خاطر ضعفها و نقصهاى خودم از تو شرمنده‌ام. بر نفس خود خشمگينم و از تو راضى‌ام.»



اين جمله را امام سجاد عليه‌الصّلاة والسّلام، به پروردگار عالم مى‌گويد:

فتلقّيك بنفس خاشعه و رقبة خاضعه

بازنگرى در خود اين است، كه انسان، آسمان كمال را مرحله پس از مرحله طى مى‌كند و كامل مى‌شود. اگر انسانهاى والا پديد مى‌آيند و اگر معنويّات و زيباييها خود را ظاهر مى‌كنند و نشان مى‌دهند، همه بر اثر بازنگرى در خود و ديدن نقايص و عيبهاى خود است.



برخلاف انسانى كه چشم را بر روى همه اين ضعفها ببندد؛ خود را فارغ بداند؛ مغرور به خود و مغرور به خدا شود؛ مغرور به اندك شعله نورانيّتى شود كه در وجود او و بالاخره در وجود هر انسانى هست و خود را نشان داده است و نهايتاً به همين قانع شود.

بعضى افراد هستند كه به كمترين خيرى از خيرات در وجود خودشان قانعند. فردى كه چنين است، ديگر كمال را نمى‌تواند طى كند.



جمعها هم اين گونه است. بايد نگاه كنيد كه چه چيز لازم است. اين ملت هم از روزى كه متوجه نقايص خود شد؛ از روزى كه متوجّه ضعفها شد و خود باورى پيدا كرد، به پيش رفتن و ترقّى كردن و تكامل پيدا كردن رو نهاد.





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum208/thread48596.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: