اومانیسم به چه معنا است و دیدگاه قرآن درباره آن چیست ؟
اومانیسم(humanism) در فارسی به صورت اصالت انسان، انسانگرایی، انسانمداری ،آدمیت و خود بنیادی ترجمه شده است.
این مکتب انسان را محور ارزشها قرار می دهد یعنی اصالت به اراده و خواست او داده می شود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدا محوری می باشد قرار گرفته است .
ریشههای انسانگرایی به معنای فوق به چندین قرن قبل از میلاد به فرهنگ یونانی میرسد. در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش میکرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس میدزدد و از آسمان به زمین میآورد و به انسان میدهد و بدین وسیله به او شخصیت میبخشد.
در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیبوار در مقابل خدایان قرار دارد و اصالت به خدایان داده می شد در مقابل این اعتقاد عدهای اصالت را به انسان میدادند که میتوان آنها را اومانیستهای قدیم نامید.
اومانیسم مكتبى برخاسته از غرب است كه به معناى اصالت دادن به انسان است. برخاسته از فرهنگ مادّى گرا و از دین بریده غرب است و بعد از آنكه انسان از آسمان (خدا و وحى و معنویّت) جدا شد و تمام توجّه خود را به طبیعت و تسخیر آن دوخت، همه چیز و مدار همه چیز انسان شد. مى توان از دیدگاههاى اسلام درباره انسان و انسان شناسى سخن گفت بى آنكه نیازى به عاریّت گرفتن اصطلاحات ناهمگون و غیر متناجس غربى باشد.
پیامدها و مولفه ها اومانیسم :
از پیامدها و مولفه های اومانیسم می توان به سکولاریزم ، آزادی خواهی ، تجربه گرایی ، تساهل و تسامح و دست آخر خرد گرایی اشاره نمود. در این مکتب هیچ اثری از خالق هستی و ادیان الهی نمی بینید ، انسان محوری به طور مطلق اساس تفکر این مکتب رو تشکیل می دهد ، تفکری که دقیقاً ضد قرآن و احکام اسلام است
القای اومانیسم در عرفان به ظاهر اسلامی :
اینکه «هر انسانی، صرفنظر از نژاد، دین و ملت، تحولخواه و کمالپذیر بوده میتواند در صراط مستقیم قرار گیرد»، به طور مستقیم با نص صریح قرآن مخالف است. «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام»؛ دین نزد خدا فقط اسلام است.
اومانیسم(humanism) در فارسی به صورت اصالت انسان، انسانگرایی، انسانمداری ،آدمیت و خود بنیادی ترجمه شده است.
این مکتب انسان را محور ارزشها قرار می دهد یعنی اصالت به اراده و خواست او داده می شود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدا محوری می باشد قرار گرفته است .
ریشههای انسانگرایی به معنای فوق به چندین قرن قبل از میلاد به فرهنگ یونانی میرسد. در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش میکرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس میدزدد و از آسمان به زمین میآورد و به انسان میدهد و بدین وسیله به او شخصیت میبخشد.
در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیبوار در مقابل خدایان قرار دارد و اصالت به خدایان داده می شد در مقابل این اعتقاد عدهای اصالت را به انسان میدادند که میتوان آنها را اومانیستهای قدیم نامید.
اومانیسم مكتبى برخاسته از غرب است كه به معناى اصالت دادن به انسان است. برخاسته از فرهنگ مادّى گرا و از دین بریده غرب است و بعد از آنكه انسان از آسمان (خدا و وحى و معنویّت) جدا شد و تمام توجّه خود را به طبیعت و تسخیر آن دوخت، همه چیز و مدار همه چیز انسان شد. مى توان از دیدگاههاى اسلام درباره انسان و انسان شناسى سخن گفت بى آنكه نیازى به عاریّت گرفتن اصطلاحات ناهمگون و غیر متناجس غربى باشد.
پیامدها و مولفه ها اومانیسم :
از پیامدها و مولفه های اومانیسم می توان به سکولاریزم ، آزادی خواهی ، تجربه گرایی ، تساهل و تسامح و دست آخر خرد گرایی اشاره نمود. در این مکتب هیچ اثری از خالق هستی و ادیان الهی نمی بینید ، انسان محوری به طور مطلق اساس تفکر این مکتب رو تشکیل می دهد ، تفکری که دقیقاً ضد قرآن و احکام اسلام است
القای اومانیسم در عرفان به ظاهر اسلامی :
اینکه «هر انسانی، صرفنظر از نژاد، دین و ملت، تحولخواه و کمالپذیر بوده میتواند در صراط مستقیم قرار گیرد»، به طور مستقیم با نص صریح قرآن مخالف است. «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام»؛ دین نزد خدا فقط اسلام است.
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1lhRDig
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر