۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه

کلاس معاد شناسی

جلسه اول کلاس معاد شناسی


جلسه 1 صفحه 1
بسم الله الرحمن الرحیم
و صلی الله علی جمیع الانبیاء و المرسلین و الشهداء و الصدیقین و جمیع عباد الله الصالحین

خدمت همه سروران عزيزم مخاطبيني که موردخطاب اين بحث ها هستند عرض سلام وادب واحترام دارم و ايام سوگواري حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام راخدمت همگي تسليت عرض مي کنم، خداوند نام ما را در ليست عزاداران حضرت سيد الشهدا عليه السلام قرار دهد ان شاء الله

موضوع بحثي که قرار شده در خدمت سروران عزيزم باشم يک بحث مختصري است پيرامون يکي از اصول مهم اعتقادي که درتمام اديان الهي اون بحث مورد قبول قرارگرفته است و در اسلام هم اين بحث مورد تلقی به قبول شده است، در ميان تمام فرق اسلامي.و ما هيچ فرقه ای ازفرق اسلامي را پيدا نمي کنيم که دراصل اين بحث اختلاف داشته باشند ممکن است در جزييات در کيفيت در کميت، با هم اختلاف داشته باشند اما دراصل مبحث اون مسئله مورد اتفاق جميع فرق اسلامی وهمه اديان الهي مي باشد.
اون بحث عبارت است از بحث معاد . يکي از اعتقادات هر مسلماني از هر فرقه اي که مي خواهد باشد اصل اعتقاد به معاد مي باشد.
اما ما قبل از اينکه وارد بحث خودمان بشويم بايستي نکاتي را متذکر شوم.
ابتدا متذکر مي شوم که اين بحث يک اقيانوسی است وسيع و بيکران و نا محدود با امواج بي نهايت و در عين حال امواجی متنوع وگوناگون و نوراني. بحريست عميق که امکان و دسترسي به تمام ابعاد وزوايد آن بدون دستگيري از غواصان اين اقيانوس محال ممکن است کسي که از اين اقيانوس سالم عبور کند ودستش به درها وگوهرها و جواهرهاي گرانبهای اين بحث برسد.
اگر کسي بخواهد از غير طريق برود که اون طريق مورد قبول دين نباشد به معرفت ظلماني کفر و شرک اعتقادي مي رسد.
اين مبحث يک مبحثي است درون گروهي ،درون اعتقادي و بايستي با غواصان وارد به اين بحث وارد آن شد. بحث معاد بحثي نيست که انسان بتواند با فکر خودش با عقل خودش وبا انديشه خودش تمام زواياي آن بحث را بفهمد لهذا آنچه که ما در اين مباحث براي مبحث معاد مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم برگرفته از آيات قران مجيد وسخنان پيشوايان ومعصومين می باشد و ما از قبل خود و من عندي نمي توانيم در اين بحر عميق وارد بشويم و به زواياي گوناگون این بحث آشنا بشيم لهذا ما طريق بحثمون در اين مباحث استناد به آيات مقدس قران شريف وروايات معصومين عليهم السلام مي باشد و ما از طريق این راه رفتگان اين راه که چشمشان به عالم ملکوت باز است ان شاالله اين بحث را درحد میسورتبيين وروشن مي کنيم به ياري خدای متعال
اما تذکر دوم اين بحث که بحثهاي مقدماتي ما هست اين مطلب هست که داب علماي گذشته شيعه اين بود که وقتي مي خواستند وارد يک مبحث اصولي بشوند ابتدا اهميت آن بحث را براي مخاطب خودشون روشن مي کردند تا مخاطب با توجه به اهميت آن بحث واينکه آن بحث چه نقشي در زندگي فردي واجتماعي ودنيويي واخروي او دارد ان بحث را مورد توجه و اهميت قرار مي دهد.
اگر ما وارد يه بحث وصولي مي شويم اهميت اون بحث را براي مخاطب خودمون روشن نکنيم شنونده اون مباحث از اون مباحث به سادگي عبور ميکند. لهذا اجازه بفرماييد ما قبل از اينکه وارد مباحث اصل معاد شويم يک بحث داشته باشيم تحت عنوان ضرورت آشنايي با مباحث اعتقادي. اين بحث يک بحث کلي است که درتمام مباحث اعتقادي مورد توجه وبررسي قرار مي گيرد وفقط مختص به مبحث معاد نيست بلکه يک بحث کلي و عمومي درباره تمام مباحث اعتقادي مي باشد.
توجه عزيزانم را به اين بحث جلب مي کنم وخواهش مي کنم که به مباحثي که به عنوان اهميت مباحث اعتقادي مطرح مي کنم به دقت گوش بدهند تا ان شاالله مباحث در اينده مورد توجه قرار گيرد.

جلسه1صفحه 2

در بحبوبه جنگ جمل در اون زماني که حضرت امير سلام الله عليه با شخصيت هایی که درجهان اسلام مورد توجه بودند مثل زبير که پسر عمه پيامبر بود يا عايشه که همسر پيغمبر بود، در جنگ جمل روبه رو شدند در اين بحبوحه که تمام تمرکز حضرت، تمرکز پيدا کرده بود در اون جنگ،
در روايت دارد که: إِنَّ أَعْرَابِیّاً قَامَ یَوْمَ الْجَمَلِ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع يک عربي بلند شد در بحبوحه جنگ جمل خدمت امير المومنين عليه السلام، فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَ تَقُولُ إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ آيا تو معتقد هستي که خدا واحد است
حالا شما توجه کنيد گفته اند: هر سخن جايي و هر نقطه مکاني دارد.
آیا در اون بحبوحه جنگ طرح اين سوال عقلايي بود که يک شخصي بلند شود واز واحدیت خداي متعال از امير المومنين سوال کند؟ فَحَمَلَ النَّاسُ عَلَیْهِ مردمي که مثل ما فکر مي کردند حمله کردند به او و به او گفتند: و قَالُوا یَا أَعْرَابِیُّ ای مرد عرب ! أَ مَا تَرَى مَا فِیهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ تَقَسُّمِ الْقَلْبِ آیا دقت نمي کني،نمي بيني، مشاهده نمي کني که الان امير المومنين تمام فکر و ذکرش در دفع اين فتنه است؟
حالا دقت بفرماييد برخورد امير المومنين به اين جريان چگونه بود! قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع دَعُوهُ ولش کنيد. چرا بهش حمله کرديد؟ چرا بهش اعتراض کرديد؟ فَإِنَّ الَّذِی یُرِیدُهُ الْأَعْرَابِیُّ هُوَ الَّذِی نُرِیدُهُ مِنَ الْقَوْمِ آنچه که اين اعرابي به دنبال آن است هماني است که ما بدنبال اين قوم هستيم به اين معنا که اين افرادي که آمده اند و با ما به جنگ برخاسته اند و بر روي من شمشير کشيده اند اگر اعتقاد توحيدي درستی داشتند دست به چنين اعمالي نمي زدند ،دست به چنين حرکاتي نمي زدند.
لهذا چون توحيد آنها خراب است برروي من امير المومنين شمشير کشيدند. مشاهده مي کنيد که امير المومنين در اون بحبوحه جنگ مسئله اعتقادي را در سرلوحه کار خودش قرار مي دهد. بعد حضرت شروع مي کند به باب مفصلي ازمباحث توحيدی را مطرح کردن.
اين حديثي که مطرح کرديم در کتاب توحيد شيخ صدوق صفحه 83 آمده است.
يکي از مباحثي که در روايات ما باز در اين زمينه مورد تاکيد قرار گرفته و داب علماي گذشته ما بوده است عرضه اعتقادات بوده است. حالا يا اين عرضه اعتقادات به معصومين عليه السلام بوده است يا عرضه اعتقادات به علمايي عامل و صحيح الاعتقاد از جمله آنها عرضه اعتقاد جناب عبد العظيم حسني وحضرت هادي عليه السلام است. اين امام زاده واجب التکريم مي فرمايد:
دخلتُ على سيّدي عليِّ بنِ محمّدٍ عليهما السلام. ميگه داخل شدم بر امام هادي عليه السلام فلمّا بَصُرَ بي قالَ لي: هنگامي که چشم مبارک امام عليه السلام به من برخورد فرمود: مَرْحَبا بكَ يا أبا القاسمِ ، أنتَ وليُّنا حقّا ميگه به من فرمود: آفرين برتو اي ابوالقاسم که کنيه جناب حضرت عبدالعظيم بود فرمود: أنتَ وليُّنا حقّا. واقعا تو دوستدار ما هستي. بعد جناب حضرت عبدالعظيم عنوان مي کند که براي چه چيزي آمده است خدمت امام هادي فقلتُ له: يا بنَ رسولِ اللّه ، إنّي اُريدُ أنْ أعرِضَ عليكَ دِيني. من آمده ام عرضه اعتقادات دينی ام از مباحث مبدئی معادي و انفسي خدمت شما عرضه بدارم. ازعالم اخرت خدمت شما عرضه بدارم از مباحثي که در بعد ازخروجم از اين دنيا اتفاق مي افتد مطالبي را خدمتتان عرضه بدارم. که فإن كان مرضيا اگر اون اعتقادات درست است و مرضی شما که امام معصومم هستيد ثبت عليه حتى ألقى الله عز وجل آنها را قبول کنم، باور کنم، برآنها ثابت قدم بمانم حتى ألقى الله عز وجل تا اينکه خداي خودم را ملاقات کنم. فقال هات يا أبا القاسم !حضرت بهش فرمودند که اين هات به اصطلاح اسم فعله به معنی اعط. يعني عرضه کن، بده به من اون اعتقادات را تا آنها را ملاحظه کنم


ادامه مطلب ....

http://ift.tt/1iNvZk0

منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان

تبادل لينك

به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم

هیچ نظری موجود نیست: