تعارف خشک و خالی
امام صادق (علیه السلام) و فرزندش اسماعیل و یکی از آشنایان او در راهی می رفتند تا به منزل امام (علیه السلام) رسیدند. امام (علیه السلام) از آن مرد خداحافظی کرد و داخل منزل خود شد. اسماعیل عرض کرد: «چرا به منزل دعوتش نکردید؟»...
فرمود: «وضع خانه مناسب نبود که دعوتش کنم.» اسماعیل گفت: «حداقل یک بار تعارف می کردید، او که به منزل ما نمی آمد!» فرمود: «دوست ندارم متکلّف باشم.»(1)
پینوشت:
1. تربیت اجتماعی، ص 334- مجله تربیت، سال چهارم، ش 10
منبع : یکصد موضوع 500 داستان ، ج3 ، نوشته ی سید علی اکبر صداقت ، نشر تولی
امام صادق (علیه السلام) و فرزندش اسماعیل و یکی از آشنایان او در راهی می رفتند تا به منزل امام (علیه السلام) رسیدند. امام (علیه السلام) از آن مرد خداحافظی کرد و داخل منزل خود شد. اسماعیل عرض کرد: «چرا به منزل دعوتش نکردید؟»...
فرمود: «وضع خانه مناسب نبود که دعوتش کنم.» اسماعیل گفت: «حداقل یک بار تعارف می کردید، او که به منزل ما نمی آمد!» فرمود: «دوست ندارم متکلّف باشم.»(1)
پینوشت:
1. تربیت اجتماعی، ص 334- مجله تربیت، سال چهارم، ش 10
منبع : یکصد موضوع 500 داستان ، ج3 ، نوشته ی سید علی اکبر صداقت ، نشر تولی
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1jTfH3D
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر