۱۳۹۳ تیر ۱۴, شنبه

روز بد

روز بد



یکی از یاران امام دهم گفت: خدمت حضرت هادی (علیه السلام) رسیدم، در حالی که در مسیر راه انگشتم مجروح شده بود و سواری از کنارم گذشت و صدمه ای به شانه ام زد و در وسط جمعیتی گرفتار شدم و به سبب آن لباسم پاره شد...

آن روز را به فال بد گرفتم و گفتم: خدا مرا از شر تو ای روز بد حفظ کند، عجب روز شومی هستی؟

امام این حرفم را شنید و فرمود: تو با ما ارتباط داری و چنین می گویی؟

روز که گناهی ندارد، آن را گناهکار می شمری؟!

از شنیدن این سخن به خود آمدم و به خطای خود پی بردم و عرض کردم:

ای مولای من! اینک استغفار می کنم و از خدا طلب آمرزش می نمایم.

امام فرمود: هنگامی که کیفر اعمال شما در این روزها دامانتان را می گیرد، روزها چه گناهی دارند که آن را شوم می شمرید.(1)





پی‌نوشت:

1. داستانهای تفسیر نمونه ص 66- تفسیر نمونه 23/46

منبع :400 موضوع 2000 داستان ،ج2 ، نوشته سید علی اکبر صداقت ، نشر تهذیب.





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1jTfH3R



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: