شناخت دامهاي دشمنان ، حجت الاسلام قرائتی اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. «قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ» (انعام/104) «بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ» بصائر جمع بصيرت، بصيرت يعني بينش، حکمت. کسي اگر آدم قرآني باشد، حواسش جمع است. مثلاً گول گريه را نميخورد. چون قرآني است. آدم قرآني ميگويد که برادران يوسف، يوسف را در چاه انداختند، آمدند و زار زار گريه کردند که گرگ او را خورده است. اين قصه چه ميگويد؟ تاريخ ميگويد؟ ميگويد: نه! ممکن است گريهي قلابي هم داشته باشيم، گول اين گريه را نخور! بصائر جمع بصيرت! چشمت را باز کن.
دوم! گول مسجد را هم نخور. قرآن راجع به مسجد قلابي يک آيه دارد. « وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا» (توبه/107) «مَسْجِدًا ضِرَارًا» قرآن ميگويد مسجد ساخته است، منافقين در مدينه مسجد ساختند ولي هدفشان نماز نبود، هدفشان «ضِرَارًا» اين بود که به مسلمانان ضرر بزنند. مسلمانها را دو تکه کنند. تفرقه بياندازند. «وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللَّـهَ» کمينگاه باشند براي دشمنان خارجي! گول مسجد را هم نخور. ديگر چه؟
سوم! گول قسم را هم نخور. بعضيها قسم ميخورند، ولي نااهل هستند. «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ» (مجادلة/16) «جُنَّةً» يعني سپر! «اتَّخَذُوا أَيْمَانَ» «أَيْمَانَ» يعني «يمين» يعني قسم! قسم ميخورد، اما پشت قسم کمين ميکند و نامردي ميکند. قسم ميخورد و آدم فکر ميکند که راست ميگويد. اما قسم دروغ هم داريم. ببينيد به اين بصيرت ميگويند. گول گريه نخور، گول مسجد نخور، گول سوگند نخور، بصيرت!
گول سخنراني را هم نخور! قرآن يک آيه دارد که بعضي که حرف ميزنند، به قدري قشنگ حرف ميزنند، که تو پيغمبر هم تعجب ميکني. خيلي قشنگ حرف زد. اما «وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» (بقره/204) خيلي آدم نااهلي است. بشنويد. «وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (بقره/204) «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ» يعني حرف که ميزند تو پيغمبر هم «يُعْجِبُكَ» تعجب ميکني. «وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» از دشمنان سرسخت است، اما قشنگ حرف ميزند. گول سخنراني را نخوريد. اينها همه بصيرت است.
گول شعار را هم نخوريد. وقتي ميخواستند يوسف را از نزد پدر ببرند، پدرشان گفت ميترسم گرگ پاره اش کند، گفتند: چطور گرگ پاره اش کند؟ «وَنَحْنُ عُصْبَةٌ» (يوسف/14) ما يک جمعي از برادران با کم و زيادش صد و بيست کيلويي، آدمي که ده برادر قهرمان دارد، چطور ميشود گرگ او را بخورد؟ «وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (يوسف/12) «لَهُ لَحَافِظُونَ» ما حفظش ميکنيم. آيه ديگر هم داريم «وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ» (يوسف/11) «نَاصِح» يعني خيرخواهش هستيم. «حافظ» يعني حفظش ميکنيم. ما هم خيرخواهش هستيم و هم حفظش ميکنيم. نترس! يوسف را بده به ما تا برويم و بيرون از شهر ورزش کنيم. پس ببينيد شعار دادند «حَافِظُونَ» ، دروغ ميگويند. «نَاصِحُونَ» دروغ ميگويند. «وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ» (يوسف/16) گريه ميکنند، دروغ ميگويند. «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً» دروغ ميگويند. چه ميگويم؟ ميگويم: قرآن گفته است من بصيرت هستم
دوم! گول مسجد را هم نخور. قرآن راجع به مسجد قلابي يک آيه دارد. « وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا» (توبه/107) «مَسْجِدًا ضِرَارًا» قرآن ميگويد مسجد ساخته است، منافقين در مدينه مسجد ساختند ولي هدفشان نماز نبود، هدفشان «ضِرَارًا» اين بود که به مسلمانان ضرر بزنند. مسلمانها را دو تکه کنند. تفرقه بياندازند. «وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللَّـهَ» کمينگاه باشند براي دشمنان خارجي! گول مسجد را هم نخور. ديگر چه؟
سوم! گول قسم را هم نخور. بعضيها قسم ميخورند، ولي نااهل هستند. «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ» (مجادلة/16) «جُنَّةً» يعني سپر! «اتَّخَذُوا أَيْمَانَ» «أَيْمَانَ» يعني «يمين» يعني قسم! قسم ميخورد، اما پشت قسم کمين ميکند و نامردي ميکند. قسم ميخورد و آدم فکر ميکند که راست ميگويد. اما قسم دروغ هم داريم. ببينيد به اين بصيرت ميگويند. گول گريه نخور، گول مسجد نخور، گول سوگند نخور، بصيرت!
گول سخنراني را هم نخور! قرآن يک آيه دارد که بعضي که حرف ميزنند، به قدري قشنگ حرف ميزنند، که تو پيغمبر هم تعجب ميکني. خيلي قشنگ حرف زد. اما «وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» (بقره/204) خيلي آدم نااهلي است. بشنويد. «وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (بقره/204) «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ» يعني حرف که ميزند تو پيغمبر هم «يُعْجِبُكَ» تعجب ميکني. «وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» از دشمنان سرسخت است، اما قشنگ حرف ميزند. گول سخنراني را نخوريد. اينها همه بصيرت است.
گول شعار را هم نخوريد. وقتي ميخواستند يوسف را از نزد پدر ببرند، پدرشان گفت ميترسم گرگ پاره اش کند، گفتند: چطور گرگ پاره اش کند؟ «وَنَحْنُ عُصْبَةٌ» (يوسف/14) ما يک جمعي از برادران با کم و زيادش صد و بيست کيلويي، آدمي که ده برادر قهرمان دارد، چطور ميشود گرگ او را بخورد؟ «وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (يوسف/12) «لَهُ لَحَافِظُونَ» ما حفظش ميکنيم. آيه ديگر هم داريم «وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ» (يوسف/11) «نَاصِح» يعني خيرخواهش هستيم. «حافظ» يعني حفظش ميکنيم. ما هم خيرخواهش هستيم و هم حفظش ميکنيم. نترس! يوسف را بده به ما تا برويم و بيرون از شهر ورزش کنيم. پس ببينيد شعار دادند «حَافِظُونَ» ، دروغ ميگويند. «نَاصِحُونَ» دروغ ميگويند. «وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ» (يوسف/16) گريه ميکنند، دروغ ميگويند. «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً» دروغ ميگويند. چه ميگويم؟ ميگويم: قرآن گفته است من بصيرت هستم
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1maS22H
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر