۱۳۹۳ تیر ۲۳, دوشنبه

سرگذشت قوم لوط








حضرت لوط(ع) پیامبری بود که خدای تعالی به سوی اهالی سرزمین"مؤتفکات" (از نواحی فلسطین) که شامل 4 شهر سدوم، عموره، صوغر و صبوییم بود، فرستاد.



حضرت لوط، برادر زادۀ (و طبق برخی روایات، پسرخالۀ) حضرت ابراهیم(ع) بود.



حضرت لوط مأموریت یافت تا قوم خویش را به سوی پاكی و تقوا دعوت كند و با مفاسد و زشتی‌ها به مبارزه برخیزد. وی با دلسوزی و محبت، دعوت خویش را شروع كرد. لوط(ع) 30 سال تبلیغ كرد، اما به جای ایمان آوردن، او را تهدید به بیرون راندن از آن سرزمین کردند. و به جز افراد خانواده اش، هیچکس به او ایمان نیاورد.








نگاهی اجمالی به كارهای زشت قوم لوط



از كارهای زشت قوم لوط گلوله پرانی با کمان، و هسته انداختن به یكدیگر (شرط بندی می‌كردند كه هسته به هر كسی خورد با او عمل زشت انجام دهند)، آدامس جویدن در معابر عمومی (برای جذب افراد به خاطر شهوترانی)



هم چنین لباسهای فاخر بلند می‌پوشیدند (كه امروز رقّاصه‌های دنیا در جهان غرب می‌پوشند) و دكمه ‌های كت و پیراهنشان را می‌گشودند (1) و قلم از بیان بعضی از زشتكاریهای آنها شرم دارد، از جمله از كارهای آنها این بود كه راهها را برای زشتكاری می‌بستند و آشكارا در معرض دید مردم، منكرات را انجام می‌دادند. و با یكدیگر در ملأ عام كارهای ركیك و زشت انجام می‌دادند. (2)



زشتكاری قوم لوط به گونه‌ای زننده بود كه در میان هیچ قوم و ملتی سابقه نداشت. چنان كه لوط به آنها گفت:



«إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَهَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ»



شما كار بسیار زشتی انجام می‌دهید كه هیچ یک از مردم جهان، قبل از شما آنها را انجام نداده است. (3)



به این ترتیب آنها چون بنیانگذار این فساد بودند، بار گناه كسانی را كه در آینده از آنها پیروی می‌كنند نیز به دوش خواهند كشید، بی‌آنكه از گناه آنان چیزی كم شود.



از زشتكاری قوم لوط این كه: دشنامهای ركیك و زننده به همدیگر می‌گفتند،‌ قمار بازی می‌كردند، با انواع آلات موسیقی سر و كار داشتند، سنگ پرانی و متلك گفتن از كارهای معمول آنها بود، و در حضور جمع، خود را برهنه می‌كردند و...



فحشا در بین مردان و زنان شایع شده بود، مردان به مردان اکتفا کرده و با آنان لواط می کردند و زنان با زنان مساحقه می نمودند.



وقتی كه مسافران غریب را می‌دیدند، سنگ به سوی آنها انداخته، و هر كس كه سنگش به كسی اصابت می‌كرد، اموالش را می‌گرفت و با او عمل زشت انجام می‌داد!



و به طور كلی آنها غرق درانحرافات و آلودگیها بودند، در مجالس عمومی با ساز و آواز و رقص و عریان، در هم مخلوط می‌شدند و زشتكاری و كثافتكاری را به جایی رساندند كه پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) در توصیف آن قوم فرمود:



زمین گریه كرد تا حدی كه اشكش به آسمان رسید و آسمان گریه كرد تا حدّی كه اشكش به عرش رسید. (4)



حضرت لوط هر چه آنها را نصیحت كرد، در دل آن آلودگان و منحرفان اثر نمی کرد. لوط سالها در میان قوم خود همچون كوه ایستاد و در برابر آنها قیام كرد، و همیشه و هر روز آنها را با نصیحت و استدلال و ترساندن از عذاب خدا، به سوی حق راهنمایی می‌نمود و حجّت را بر آنها تمام می‌كرد.



ولی پاسخ آنها به حضرت لوط این بود كه:



«اِئْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ»



اگر راستی می‌گویی عذاب خدا را برای ما بیاور. (5)



حضرت لوط تا آن حد، مظلوم و تنها بود كه حتی نزدیكترین فرد نسبت به او (همسرش) كه می‌بایست همکار صمیمی و رازدار او باشد، و او را در هدفش كمك كند، نه تنها او را یاری نمی‌كرد بلكه به مخالفت با او اقدام می‌كرد و با افراد گناهکار و منحرف همکاری می نمود.



لجاجت و هوسبازی آنها تا این حد بود. و سرانجام حضرت لوط با قلبی آكنده از اندوه گفت: «پروردگارا مرا بر این قوم فاسد، پیروز گردان». (6)












سرانجام قوم لوط(ع)



حضرت لوط(ع) برای هدایت قوم خود، بسیار زحمت كشید و رنج برد و از هر راهی وارد شد، ولی آن قوم همچنان بر گناه و لج بازی خود می‌افزودند. لوط(ع) مأیوس شد و گفت: ای كاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم يا به تكيه ‏گاهى استوار پناه مى‏جستم. (7)



در این هنگام ملائکه به او گفتند: ای لوط ما فرستادگان پروردگار تو هستیم، آرام باش که این قوم به تو نخواهند رسید.(8)



فرشتگان به لوط(ع) خبر دادند که مردم شهر، فردا صبح به هلاکت میرسند، و سپس به او دستور دادند که شبانه خانواده خود (به جز همسرش) را برداشته و از آن سرزمین بیرون روند. (9)



صبح، هنگام طلوع فجر، عذاب الهی آن قوم را فرا گرفت و خدای عزّوجل، آن سرزمین و اهالی آن را سنگباران کرد و شهر را زیر و رو رکرد. و آن شهرها را مایه عبرت نسل های آینده قرار داد، تا کسانی که از عذاب الهی بیم دارند با دیدن آثار و خرابه های آن شهرها عبرت بگیرند. (10)












ماجرای قوم لوط در قرآن



در سوره شعراء داستان قوم لوط به این صورت آمده است:



«هنگامی كه برادرشان لوط(علیه السلام) به آنها گفت: آیا پرهیزكاری را پیشه خود نمی‌سازید؟ من برای شما رسول امینی هستم. تقوای الهی پیشه كنید و از من پیروی نمایید. من از شما پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من نزد پروردگار جهانیان است. آیا در میان جهانیان، شما به سراغ همجنس می‌روید؟! چه كار زشتی! و همسرانی را كه خدا برای شما آفریده است رها می‌كنید! راستی شما قوم تجاوزگری هستید.

قوم لوط در پاسخ گفتند: ای لوط! اگر از این گفتار دوری نكنی، از اخراج شوندگان خواهی بود. (تو را از این سرزمین تبعید می‌كنیم)



لوط گفت: من (به هر حال) دشمن شما هستم. پروردگارا من و خاندانم را از آن چه اینها انجام می‌دهند، رهایی بخش.



ما او و خانواده مؤمنش را نجات دادیم جز پیر زنی كه در میان آن گروه باقی ماند (این پیرزن همسر لوط بود كه از نظر عقیده و مذهب با قوم گمراه بود و هرگز به لوط ایمان نیاورد) سپس دیگران را هلاك كردیم و بارانی از(سنگ) بر آنها فرو فرستادیم، چه باران بدی بود این باران. در این ماجرا، نشانه ای است اما اكثر آنها ایمان نیاوردند و پروردگار تو عزیز و رحیم است.» (11)





منابع:

1- بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۱۵۱

۲. سفینه البحار، ج ۱، ص ۵۹۷

3- سوره عنکبوت، آیه 28

4. سفینه البحار، ج ۲، ص ۵۱۷.

5. سوره عنکبوت، آیه۲۹

6- سوره عنکبوت، آیه۳۰

7- سوره هود، آیه ۸۰

8- سوره قمر، آیه ۳۷

9- سوره حجر، آیه ۶۶ - سوره هود، آیه ۸۱

10- سوره ذاریات، آیه ۳۷

11- سوره شعراء، آیات 160 تا 175












ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1rbalIP



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: