۱۳۹۳ تیر ۲۴, سه‌شنبه

مگر گرسنه نیستی؟

مگر گرسنه نیستی؟



آمده بود مهمانی سر سفره هم نشسته بود اما دست به غذا نمی زد



زن دایی پرسید :



محمدعلی ! مگر گرسنه نیستی ؟



همانطور که سرش پایین بود جواب داد :



میتونم خواهشی از شما بکنم ! ؟ میشود چادرتان را سرتان بکنید ؟



آن روز یازده و دوازده سال بیشتر نداشت ...










ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1jtYUcK



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: