هیچکس از دنیا شادمانی ندیده جز اینکه پشت سرش با اشک و آه روبرو شده است
هنوزبا خوشی هایش رو برو نگشته که به ناراحتی های پشت کردن آن،مبتلا می شود
هنوز باران ملایم خوشی،راحتی دائمی برایش پدید نیاورده،که بلاها سیل آسا بر سرش فرو می بارند
هر گاه صبح گاهان به یاری کسی برخیزد شامگاهان خود را به ناشناسی می زند
و اگر در یک طرف شیرینی و گوارائی داشته باشد،در طرف دیگر تلخی و گرد باد بدبختی به پا میسازد
هنوز کسی از نعمتها و خوشی هایش به آنچه خواسته نرسیده که مشکلات و سختی هایش به او می رسد
شبی را بر پر و بال امنیت به سر نبرده،جز اینکه صبحگاه روی شهپرهایه لغزنده خوف قرار گیرد
خطبه ی 111 نهج البلاغه
هنوزبا خوشی هایش رو برو نگشته که به ناراحتی های پشت کردن آن،مبتلا می شود
هنوز باران ملایم خوشی،راحتی دائمی برایش پدید نیاورده،که بلاها سیل آسا بر سرش فرو می بارند
هر گاه صبح گاهان به یاری کسی برخیزد شامگاهان خود را به ناشناسی می زند
و اگر در یک طرف شیرینی و گوارائی داشته باشد،در طرف دیگر تلخی و گرد باد بدبختی به پا میسازد
هنوز کسی از نعمتها و خوشی هایش به آنچه خواسته نرسیده که مشکلات و سختی هایش به او می رسد
شبی را بر پر و بال امنیت به سر نبرده،جز اینکه صبحگاه روی شهپرهایه لغزنده خوف قرار گیرد
خطبه ی 111 نهج البلاغه
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1vOnWDI
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر