بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی
طلبه بودم، يك تاجري مهمان من شد. درسم را كنار گذاشتم و رفتم و يك غذاي خيلي خوبي برايش فراهم كردم و خورد و رفت و گفت: اين قرائتي كه درس خوان نيست. قم علاف است. من آن شبي كه رفتم درس را كنار گذاشت و چلوكبابي رفت و يك غذاي حسابي هم به ما داد. هم درسم را نخواندم. هم پلوي من را خورد و هم فحشم داد. اين معنايش اين است كه «مَحَبَّةً مِنِّي» تو ميخواستي با يك چلوكباب به تاجر، دل تاجر را جذب كني، پلويت را خورد و فحشت داد. اينطور نيست. شايد اگر من به او اعتنا نميكردم و همان غذاي خودم را به او ميدادم، شايد آن رقمي بود ... ما بيخودي معطل هستيم. اگر از اين راه وارد شويم، اگر با اين ماشين وارد شويم، اگر خودش دعوت كند، اگر كارت بفرستد، اگر ... توچه ميگويي؟ اگر همچين بشود، اگر همچين بشود، قرآن چند آيه دارد ميگويد، اين اگرهاي تو كشك است. «يَحْسَبُون» خيال ميكنيد. اينطور نيست. «كَلاَّ» در قرآن كلمهي «كَلاَّ» خيلي است. «كَلاَّ» يعني خيال ميكنيد و اينطور نيست. كلا يعني اينطور كه تو فكر ميكني نيست. «لا يَحْسَبَن» «أَ فَحَسِبْتُم» «لا يحسبون» كلمهي «حسب» را از مفردات ببينيد. از معجم و يا از كامپيوتر! ميگويد اينطور نيست كه تو خيال ميكني. بله اگر من ليسانس بگيرم در عوض يك خواستگار دكتر براي من خواهد آمد. نه خير! يك وقت ميبيني ليسانست را تو گرفتي، يك آدم عادي عادي هم خواستگارت نشد. درس اگر ميخوانيد براي درس، درس بخوانيد، براي پز درس نخوانيد. من اگر در شهر منبر بروم، وضعم چنين است. نه! خيليها در شهر منبر ميروند، پاي منبرشان كسي نميآيد، كسي هم به او پول هم نميدهد. خيليها هم در يك روستا منبر ميروند، در آن روستا هم پول خوب ميگيرند و هم جمعيت خوبي دارند و هم از همان روستا دو سه طلبه، دو سه جوان را شناسايي ميكند و ميآورندشان و طلبه ميشوند و بعد آنها هر كدام يك آيت الله ميشوند. يعني گاهي وقتها در يك مزرعه بركت دارد و در تهران و ناف تهران بركت ندارد. خيلي مسجدهاي كوچك جمعيتش از مسجدهاي باعظمت بيشتر است. اينها را يك خورده بايد حل كنيم
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1ny3RwV
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر