۱۳۹۳ خرداد ۱۶, جمعه

درب بهشت یا درب جهنم؟!

قاسم روانبخش: درب بهشت یا درب جهنم؟!



"خیبرآنلاین" - آقای رییس جمهور طی سخنانی به مباحثی حاشیه ای پرداخت که اصلا ارتباطی با مراسم نداشت ایشان ضمن تاکید بر آزادی های مردم که این روزها در هر تریبونی از آن دم می زنند اظهار داشته است " اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد! پیامبر (ص) شلاق در دست نداشت، پیامبر (ص) بشیر و نذیر بود و ما نیز باید بشیر و نذیر باشیم.همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد." در باره این اظهارات نکاتی چند را متذکر می شویم.



1. بر خلاف ایده آقای روحانی قرآن کریم آزادی های مطلق را نفی می کند و می فرماید بل یرید الانسان لیفجر امامه؛ انسان ها می خواهند آزاد باشند و جلویشان باز باشد و هرکاری که دلشان می خواهد انجام دهند درست همان چیزی که امروز لیبرالیست ها در دنیا تبلیغ می کنند ولی دین آمده است تا با اوامر و نواهی خود، انسان ها را محدو کند و آزادی های آن ها را در چارچوب دین قرار دهد. بناب راین اگر خداوند می خواست انسان ها به حال خود رها شوند و خودشان راهشان را پیدا کنند 124 هزار پیامبر برای آن ها نمی فرستاد و آن ها را آن طور که دلشان می خواست به حال خودشان وا می گذاشت.



2. ظاهرا این گونه حرف ها عبارتی دیگر از فصلی است که در کتاب "راه طی شده" بازرگان با عنوان " راه انبیاء راه بشر " امده و بعدا شاگردان وی کتابی با همین نام تالیف کردند و جوانان این مرز و بوم را به ورطه انحرافی عمیق انداختند! آن ها این گونه فکر کردند که خودشان با عقل خودشان می توانند راه را پیدا کنند و نیازی به اوامر و نواهی و دخالت های پیامبران و امامن معصوم و علمای دین نیست! نتیجه این عقل گرایی ،منجر به زانو زدن در مقابل آموزه های مارکس و انگلس و لنین و مائو گردید و التقاطی بزرگ در سازمان آن ها به وجود آمد و سرانجام نیز در سال 52 به الحاد کشیده شد.



3. گاهی برای اثبات عدم دخالت دین در امور مردم به آیه ای از قرآن تمسک می کنند که خداوند فرموده است " لا اکراه فی الدین؛ در دین اجباری نیست" پس باید مردم را به حال خود واگذاشت تا خود راهشان را پیدا کنند. در حال یکه اگر کمترین اطلاعی از قران و تفسیر آیات داشته باشند متوجه خواهند شد که این آیه ناظر به فروع و احکام دین یعنی اوامر و نواهی نیست. به عبارت دیگر خداوند نمی خواهد بفرماید که مردم در برابر اوامر و نواهی الهی آزادند؛ می خواهند عمل کنند و می خواهند عمل نکنند. اگر چنین بو د خداوند در همان قرآن کریم برای متخلفان از دستوراتش حدودی تعیین نمی کرد آیاتی که در باره اجرای حدود برای مرتکبین اعمال شنیع زنا و لواط و حدود مربوط به سرقت و .... آمده است بهترین گواه بر این است که خداوند نسبت به اوامر و الهی انسان ها را آزاد نگذاشته است. آیه مذکور مربوط به اصل پذیرش دین است و آن هم به صورت قضیه خبریه آمده که خداوند می فرماید در پذیرشس دین اجباری نیست و سپس خود خداوند علتش را بیان یمیکند زیرا رشد و گمراهی کاملا روشن است و نیازی به اجبار ندارد.



4.ممکن است آقای روحانی بفرمایند که منظور من این است که حکومت وظیفه ای نسبت به متدین کردن مردم و در نهایت نسبت به بهشت بردن مردم ندارد. پاسخ این است که این احتمال نیز بر خلاف قرآن و برخلاف سنت پیامبر و و مشی سیاسی امیرالمومنین است خداوند در قرآن کریم صریحا در وصف مومنان می فرماید " الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوو الزکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر؛ کسانی که وقتی در زمین به قدرت می رسانیم نماز را به پا می دارند و زکات را احیا می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند. در این ایه شریف به مهم ترین وظایف حاکم اسلامی تصریح شده یعنی وظایفی که حاصل آن در آیه 13 شوری آمده است که وظیفه همه مومنان اقامه دین خداست. بی تردید خداوند در آیات زیادی به مومنان و متقین که تقوای الهی را رعایت کنند بهشت های عدن و نعیم وعده داده است.



5. برخی به حالت تمسخر و برخی از سر بی اعتقادی این گونه وانمود می کنند که موضوع بهشت و جهنم حرف نسیه است و ما باید در همین دنیا به زندگی نقد خود بپردازیم و چه بسا م یگویند این گونه حرف ها وعده سرخرمن است. در باره این اظهارات که گاهی برزبان ها رانده می شود و گاه در قلب برخی وجود دارد و با عبارت های دیگری بیان می شود باید گفت که اولا چنین اظهارات و اعتقاد هایی بر خلاف صریح دین و آموزه های الهی است. و ثانیا این که باید توجه داشت که همیشه ارزش احتمال تابع مقدار احتمال نیست بلکه در بسیاری از موارد تابع مقدار محتمل است. نهایت کاری که برای دنیای مردم انجام شود زندگی 80 ساله آن هاست ولی نهایت نتیجه ای که از آموزه های دینی حاصل می شود و نهایت وعده هایی که خداوند و پیامبرانش وعده می دهند بی نهایت و بهشت جاودان است در این جا هرچند مقدار احتمال کم باشد که نیست ( بلکه یقینی است ) مقدار محتمل بی نهایت است و در این جا ارزش احتمال هم بی نهایت می شود. آیا گرفتن سعادت ابدی و بهشت جاویدان از مردم و فراهم کردن دنیایی چند ساله خدمت به مردم است یا خیانت به آن ها؟!چگونه است که انتظار دارید مردم برای یک وعده احتمالی دولت مانند آن چه در انصراف یارانه وعده داده شد، که محتملش بی ارزش است همه باور کنند و اقدام کنند ولی مردم نسبت به وعده الهی که قطعی است و ارزش آن بی نهایت است اقدامی از سوی حاکمان صورت نگیرد. امام خامنه ای در شرح خطبه 156 نهج البلاغه و در مورد مسوولیت های دولت می فرمایند: نهى از منکر باید بکنیم، امر به معروف باید بکنیم، وسائل عمل خیر و حسنات را در کشور فراهم کنیم، وسائل شُرور و آفات را از دسترس ها برداریم؛ این وظائف مسئولین حکومت است. ایشان در ادامه و با ذکر عین عبارت ادامه می دهند: عبارت امیرالمؤمنین در خطبه‌ى نهج‌البلاغه این است؛ میفرماید: فَاِن اَطَعتُمونى فَاِنّى حامِلُکُم اِن شاءَ اللَّهُ عَلى‌ سَبیلِ الجَنَّة؛ فرمود اگر آنچه من میگویم، گوش کنید و عمل کنید، من شما را به بهشت خواهم رساند، ان‌شاءاللَّه؛ وَ اِن کانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدیدَةٍ وَ مَذاقَةٍ مَریرة؛ اگرچه این کار، بسیار دشوار است، بسیار سخت است، تلخ است. این حرکت، حرکت کوچکى نیست، حرکت آسانى نیست؛ این هدف امیرالمؤمنین است‌. رساندن انسان ها به بهشت، هم در زمینه‌ى فکرى مردم،هم در زمینه‌ى روحى و قلبى مردم، هم‌ در حیات اجتماعى مردم، نقش مى‌آفریند. من از این جهت روى این تکیه میکنم که گاهى شنیده میشود کسانى در گوشه‌وکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند این ها میشود، می گویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛ لذا راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است"



6. نکته دیگر این که نظام اسلامی همواره باید برای بهشت رفتن مردم و سعادت ابدی آن ها زمینه ها را فراهم کند و موانع را بردارد و نگذارد گمراهان مردم را به گمراهی بکشانند. اگر منظور آقای روحانی از شلاق زدن این باشد که البته وظیفه همین است خود ایشان هم گرچه می گوید پیامبر شلاق نداشت ولی تصریح می کند که پیامبر بشیر و نذیر بوده است . آیا نذیر بودن چیزی جز باز داشتن مردم از راه اشتباه و غلط است؟ آیا اگر مردمی از حدود الهی تخطی می کردند و مرتکب برخی گناهان خاص می شدند پیامبر و امیر المومنین حدود الهی را در باره آن ها اجرا نمی کردند تا درس عبرتی برای دیگران باشد و قبح گناه در جامعه ریخته نشود؟! آیا منظور شما از این که نباید مردم را با شلاق به بشت برد این است که حدود الهی نباید اجرا شوند و با تعطیلی احکام الهی به حقوق بش غربی که برگرفته از مکتب لیبرالیزم است گردن نهیم؟! و رسما سکولار باشیم؟



7. گفته می شود که نظام اسلامی حق ندارد مردم را به زور به بهشت ببرد، این درحالی است که همین افراد نسبت به فشار های مکاتب سکولار غربی که می خواهند با زور مردم را به جهنم ببرند ساکتند! مگر چنین نیست که در جهان غرب حجاب را با زور از سر زنان مسلمان می کشند و مگر چنین نیست که همه شبکه های *** و ضد اخلاق با زور برای مسلمانان بر خلاف رضایت مردم مسلمانان برایشان برنامه پخش می کنند. ایا رسالت دولت اسلامی نیز باز کردن فیس بوک و تویتر و یوتیوپ و ماهواره و.... می باشد که حاصل آن تخریب فرهنگ دینی مردم و بردن مردم به جهنم است. آیا حاکم حق دارد با شلاق مردم را به سوی جهنم ببرد؟ بنابر این اگر مسوولان امر برای سعادت ابدی مردم کاری نمی کنند انتظار مردم این است که به سوگندی که در قانون اساسی خورده اند وفادار باشند.



درب بهشت یا درب جهنم؟!








ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1kFQeOK



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: