۱۳۹۳ خرداد ۳۱, شنبه

چرا خاتمی برنمی‌گردد؟


چرا خاتمی برنمی‌گردد؟





نقش محمد خاتمی در فتنه 88، نقشی بسزایی بود، کاندیدا شدن زود هنگام او همراه شد با معرفی کاندیدای دیگر از سوی جریان اصلاحات به نام میرحسین موسوی، کاندیدایی که با آمدنش آرزوهای محمد خاتمی را نقش بر آب کرد به‌طوری‌که حمایت جبهه اصلاحات از او به خاتمی فهماند این بار دیگر فقط ملت نمی‌خواهند او کاندید شود بلکه اطرافیانش نیز مطمئن هستند که محمد خاتمی نه رای دارد و نه می‌تواند خواسته‌های آنان را برآورده کند








تریبون مستضعفین- امیر مسروری

شناخت و بررسی رجال سیاسی در کشور بدون در نظر داشتن آرا و افکار آنان بسیار بیهوده است و انسان را به سرانجام مطلوب نمی‌رساند. یکی از رجال سیاسی که گام‌های مهمی را در اپوزیسیون سازی بخش فعال جامعه نسبت به‌نظام اسلامی بر عهده داشته، محمد خاتمی است. محمد خاتمی، ریاست جمهوری دوره‌های هفتم و هشتم، وزیر ارشاد، مدیرمسئولی روزنامه کیهان را در جمهوری اسلامی ایران بر عهده داشت؛ اما چیزی که او را معروف کرد هیچ‌یک از این مسئولیت‌ها نبود بلکه رفتارها، گفتار و اندیشه‌هایی بود که اهداف پنهان بسیاری را آشکار کرد و سرانجام این اندیشه‌ها سبب طرد شدن و گوشه‌نشینی او توسط ملت و حتی اطرافیانش شد. اندیشه‌هایی که هیچ‌یک از انتظارات ملت مسلمان و انقلابی ایران را برآورده ننمود. خاتمی، رئیس‌جمهوری بود که از دست دادن به نامحرمان تا همکاری با کشورهای مرتجع منطقه، از گفتارهای لیبرالی تا رفتارهای سکولاری را در کارنامه‌ی رفتاری خود دارد.

بررسی افکار سید محمد خاتمی فقط منحصر به دولت هفتم و هشتم نیست. دولتی که سهم بسزایی در زیر پا گذاشتن آرمان‌های نظام بر عهده داشت و فتنه‌های بزرگی همچون کوی دانشگاه، روزنامه‌های زنجیره‌ای، تخریب دستگاه‌های انقلابی همچون سپاه و وزارت اطلاعات و… را ایجاد کرد.

برای بهتر شناختن محمد خاتمی، باید این بخش از مقاله‌ی شهید آوینی را بیان کرد که درباره او می‌گوید: «این آزادی که وزیر محترم ارشاد {سید محمد خاتمی} آن را معنا کرده‌اند، مطلوب انسان‌های بدوی است و بشر امروز بدویت را به‌مثابه متضادی برای مفهوم تمدن می‌شناسد و لذا از این سخن سخت در حیرت فرو خواهد شد … برخلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده‌اند، خلاء مبتلابه ما (مسلمانان) در نظم اجتماعی و روابط بین انسان‌ها، خلاء تئوریک نیست. اسلام در مقام نظم هیچ نقصی ندارند و نقص هرچه هست از آنجاست که تمدن امروز، محصولی منقطع از وحی است. مشکل امروز ما غرب‌زدگی نیست، عوام‌زدگی است.» (۱)

این مقاله اوج خاتمی شناسی است. خاتمی که سعی دارد ادبیات جدید سکولاری را با عناوین مختلف وارد دین کند و حتی در کلامی که به مناسب بقای دین می‌گوید پا را فراتر از همه‌چیز می‌گذارد و ابراز می‌دارد: «اگر دینی توانست آزادی را قبول کند، هم به امر دموکراسی کمک می‌کند و هم خود دین تلطیف می‌شود. اگر دین می‌خواهد بماند، باید حداقل به مقومات حقوق بشر تن دهد.» (۲)

با بررسی بخشی از افکار محمد خاتمی می‌توان فهمید او نه‌تنها پایبندی دقیق به اندیشه‌های بنیان‌گذار انقلاب نداشت بلکه به تعبیر شهید بزرگوار آوینی عوام‌زدگی‌اش سبب گردید به سویی رود که دیگر بازگشت به قدرت را آرزو بداند. بازگشتی که هیچ‌گاه ملت نمی‌خواهند. هرچند همیشه افرادی هستند که عوام‌زدگی را مطلوب می‌دانند ولی عده وعده‌ی آنان نسبت به ملت بیدار هیچ است.

نقش محمد خاتمی در فتنه ۸۸، نقشی بسزایی بود، کاندیدا شدن زود هنگام او همراه شد با معرفی کاندیدای دیگر از سوی جریان اصلاحات به نام میرحسین موسوی، کاندیدایی که با آمدنش آرزوهای محمد خاتمی را نقش بر آب کرد به‌طوری‌که حمایت جبهه اصلاحات از او به خاتمی فهماند این بار دیگر فقط ملت نمی‌خواهند او کاندید شود بلکه اطرافیانش نیز مطمئن هستند که محمد خاتمی نه رای دارد و نه می‌تواند خواسته‌های آنان را برآورده کند و این اطرافیانش بوده است که مانع حضور خاتمی در انتخابات شدند. اطرافیانی که در فتنه ۸۸ با هدایت خاتمی و مشورت‌های آتشین، ۸ ماه ملت و کشور را با آسیب‌های مختلفی روبرو کرد و سبب شد دشمن دوباره امیدوار به سرنگونی انقلاب اسلامی داشته باشد. بر همین اساس است که خاتمی در هیچ‌یک از موضع‌گیری‌های خود در مورد سال ۸۸، فتنه گران را محکوم نکرد. او توهین‌کنندگان به رهبر و بینان‌گذار کبیر انقلاب را ندید و نسبت به هتاکان روز عاشورا و شهادت امام حسین، تغافل کرد.

محمد خاتمی هرچند با همکاری یارانش رفتارهایی را انجام دادن که به تعبیر بزرگان آب در هاونگ دشمن ریخت، اما آن رفتارها بخشی از اشتباهات اندیشه‌ای او است. رفتارهای خاتمی همیشه جنبه‌ی سیاسی نداشت و ندارد. خاتمی را باید یک عنصر ضد فرهنگی نیز دانست. عنصری که با نام آزادی، بی‌بندوباری را در دوره اصلاحات به وجود آورد و با انتخاب وزیر ارشاد اصلاحات، معضلاتی برای فرهنگ ایجاد کرد که سال‌های سال کشور و ملت، نیازمند کوشش و تلاش‌اند تا بتوان بخشی از آن اشتباهات و آسیب‌ها را بزدایند. اطرافیان محمد خاتمی را باید بهتر شناخت. اطرافیانی که غالب آن‌ها یا در تلویزیون دولتی آمریکا و انگلیس در حال تحلیل مسائل مختلف هستند (کروبی، مهاجرانی، سروش، کدیور، گنجی، مسیح علی نژاد و…) یا با همکاری عناصر مختلف و نقش‌آفرین در فتنه‌های گوناگون محاکمه و محکوم شدند (ابطحی، نبوی، قوچانی، آغاجری، تاج‌زاده و…




اندیشه سیاسی محمد خاتمی یقیناً در تضاد با اندیشه امام راحل بوده است. اندیشه‌ی امام اسلامیت انقلاب را بر همه‌چیز آن غالب می‌دانست و بلعکس در نزد خاتمی انسانی بودن مهم‌تر از اسلامی بودن نقش ایفا می‌نماید.

بررسی دستاوردهای خاتمی می‌تواند به هر خواننده‌ای چیزهایی را فهماند که بخشی از آن به شرح ذیل است:


  1. تشدید اختلافات داخلی توسط رفتارهای سیاسی متشنج جریان اصلاحات همراه با سردادن شعارهایی همچون چانه‌زنی از بالا، فشار از پایین، فتح سنگر به سنگر،

  2. نابودی بسترهای موجود فرهنگ انقلابی و اسلامی با رفتارهایی همچون پلورالیسم دینی، رنسانس اسلامی، روزنامه‌های زنجیره‌ای، انتخاب مسئولین سکولار، ترویج خرافه گری و عرفان‌های نوظهور در عصر وزرای فرهنگی او

  3. تشکیک در مشروعیت نظام با راه‌اندازی قائله قتل‌های زنجیره‌ای، فتنه ۱۸ تیر، فتنه انتخابات دهم ریاست جمهوری، مجلس ششم و…

  4. هجوم گسترده به قانون اساسی با بیان مطالبی همچون کمیته صیانت از آرا، مقابله با شورای نگهبان، زیر سوال بردن دستگاه ریاست جمهوری و قوه مجریه و…

  5. راه انداختن نافرمانی‌های مدنی با تحریک مردم به شورش، تخریب و… در حوادث مختلف همانند فتنه ۸۸، ۸۲، ۷۸ و…

  6. سیاسی سازی و امنیتی نمودن فضای علمی و فرهنگی کشور با استفاده از ابزارهای مختلفی مانند ستاره‌دار کردن دانشجویان، برخوردهای سرد امنیتی دستگاه دولت خاتمی، راه‌اندازی روزنامه‌های زنجیره‌ای و…





این‌ها بخشی از دستاوردهای دولت اصلاحات به‌ویژه محمد خاتمی است. در مورد حضور خاتمی به‌عنوان یکی از سران فتنه ۸۸ که از دست دراز کردن جهت جلب حمایت شیوخ منطقه برای پشتیبانی از کاندیداهای اصلاحات در انتخابات دهم تا هدایت صحنه‌ای فتنه گران برهمگان آشکار است و مطالب، گفتارها و عکس‌های مختلفی در این زمینه ارائه‌شده است. اما نکته غالب توجه چیزی است که سبب شد خاتمی ابراز نماید دیگر قصد بازگشت به قدرت را ندارد. جمله‌ای که روزنامه‌های اصلاح‌طلب را وادار به اشک ریختن تمساحانه نماید؛ اما با بررسی رفتارهای خاتمی، گفتارهای او می‌توان گفت آن چیزی که دلیل شد مانع از حضور خاتمی در انتخابات آتی شود،نقش او در فتنه و اندیشه سکولار و نبود پایگاه اجتماعی مردمی برای جریان اصلاحات نیست بلکه اطرافیانی است که خاتمی را با شعار عبور از خاتمی قبول دارند. بر همین اساس است محمد خاتمی بیان می‌دارد: من نه می‌خواهم و نه می‌گذارند به قدرت بازگردم. این است سرانجام فردی که بدون توجه به تقوای اجتماعی و سیاسی گام‌هایی را بردارد و خسارت‌هایی را به‌نظام اسلامی وارد می‌کند.





  1. تجدد و تحجر: ۷۷ و ۷۸

  2. سایت آفتاب نیوز، ۲۸ آبان از: http://ift.tt/1p2xzki








ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1p2ww3X



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: