۱۳۹۳ خرداد ۳۱, شنبه

سگ خودت باش ....


سگ خودت باش ....














نقل است: روزی سگی داشت در چمنزار علف میخورد .

سگ دیگری از کنار چمن گذشت. چون این منظره را دید ایستاد.( آخر ندیده بود سگ علف بخورد)

ایستاد و با تعجب گفت : " اوی! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟ "

سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت :

" من؟ من سگ کدخدا هستم!"

اون یکی سگ پوز خندی زد و گفت :

" سگ حسابی! تو که علف می خوری؛ دیگه چرا سگ کدخدا؟



اگر پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی ؛



حالا که علف می خوری دیگه چرا سگ کدخدا؟



سگ خودت باش !!

(با دخل و تصرف از زمستان بی بهار - ابراهیم یونسی)









ادامه مطلب ....



http://ift.tt/UXX8pm



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: