خاطرات طنز از دفاع مقدس
دستور بود هیچ کس بالای 80 کیلومتر حق ندارد رانندگی کند ... !
یک شب داشتم می آمدم ... یکی کنارجاده دست تکان داد ، نگه داشتم ؛ سوار شود ، گاز دادیم آمدیم با سرعت بالا ، با هم حرف میزدیم !
یکی من یکی او ... گفت میگن فرمانده لشکرتون دستور داده تند نروید ! راست میگن ؟؟؟!
گفتم فرمانده گفته ! زدم دنده چهار اینم به سلامتی فرمانده باحالمان !!!
مسیرمان تا نزدیکی واحدمان یکی بود ...
پیاده که شد دیدم که خیلی تحویلش می گیرن !؟ گفتم کی هستی تو ؟
گفت : همان که به افتخارش زدی دنده چهار ... شادی روح همه شهداء به خصوص شهید مهدی باکری صلوات
نقل از سایت بینش
دستور بود هیچ کس بالای 80 کیلومتر حق ندارد رانندگی کند ... !
یک شب داشتم می آمدم ... یکی کنارجاده دست تکان داد ، نگه داشتم ؛ سوار شود ، گاز دادیم آمدیم با سرعت بالا ، با هم حرف میزدیم !
یکی من یکی او ... گفت میگن فرمانده لشکرتون دستور داده تند نروید ! راست میگن ؟؟؟!
گفتم فرمانده گفته ! زدم دنده چهار اینم به سلامتی فرمانده باحالمان !!!
مسیرمان تا نزدیکی واحدمان یکی بود ...
پیاده که شد دیدم که خیلی تحویلش می گیرن !؟ گفتم کی هستی تو ؟
گفت : همان که به افتخارش زدی دنده چهار ... شادی روح همه شهداء به خصوص شهید مهدی باکری صلوات
نقل از سایت بینش
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/V7Mxsg
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر