۱۳۹۳ خرداد ۱۴, چهارشنبه

رعايت حقوق بشر، حتي با قاتل و اسير

رعايت حقوق بشر، حتي با قاتل و اسير

«السلام عليك يا ابالحسن يا اميرالمؤمنين» خدايا زيارتش را با معرفت نصيب همه علاقمندان بفرما. دنيا علي را نشناخته، خلاص! تمام حقوق‌دانان بشر، تمام حقوق‌دان‌ها دكترهاي حقوق كره‌ي زمين جمع شوند، بگوييم: اين حق است. اميرالمؤمنين سرش شكافته است. ليوان شير برايش آوردند، فرمود: نصف اين شير را به ابن ملجم بدهيد. گفتند: آقا قاتل است. گفت: بله! قاتل است، به جزايش مي‌رسد. اما فعلاً كه اسير است بايد او هم مثل من شير بخورد. نصف ليوان شير. اصلاً اگر اين را بگويي، همه‌ي حقوق‌دانان اگر غيرت داشته باشند بايد آب شوند. اين حقوق بشر است. حقوق بشر امروز دنيا مسخره است.

درود بر اسلام! اسلام حقوق بشر را مي‌گويد. مي‌گويد: اگر مي‌خواهي نماز جمعه بروي، از شب جمعه بيست ساعت قبلش پياز نخور. ممكن است بوي پياز در دهانت باشد، فردا ظهر يك كسي كنارت بنشيند از بوي پياز دهان تو ناراحت شود. اين را مي‌گويند: حقوق بشر. 20 ساعت قبل از نماز جمعه پياز نخور. من نمي‌دانم اينها خيلي پررو هستند مي‌گويند: حقوق بشر! دنيا اصلاً تمدني نيست. ديوانه خانه است، وحشي‌خانه است. آنهايي كه دم از حقوق مي‌زنند، وحشي‌تر هستند. علم بشر را نجات نداد. هيچ دانشجويي و هيچ استاد دانشگاهي جرأت نمي‌كند اين شعار را بدهد. شعار اين است. بسم الله الرحمن الرحيم. هر كشوري دانشگاهش بيشتر است، آمار فسادش كمتر است. اگر يك وقت يك چنين شعاري داديم، معلوم مي‌شود علم بشر را نجات مي‌دهد. الآن نه، هر كشوري پيشرفته‌تر است، آمار جنايتش هم بيشتر است. ولي علم بشر را نجات نمي‌دهد. علم منهاي تقوا اين مي‌شود كه شده است. سوزن بي‌نخ خون مي‌اندازد. سوزن با نخ بود مي‌دوزد. سوزن با نخ مي‌دوزد. سوزن بي‌نخ فقط خون مي‌اندازد. علم بي‌تقوا و علم بي‌معنويت هم همين است. بنابراين قرآن اول مي‌گويد: «يُزَكِّيهِمْ» و بعد مي‌گويد: «وَ يُعَلِّمُهُم» (آ‌ل‌عمران/164) اول ظرف را بشوي و بعد شيرش كن. چون ظرف نشسته را هرچه هم بريزي هم فاسد مي‌شود. «يُزَكِّيهِمْ» قبل از «يُعَلِّمُهُم» است. البته يك آيه داريم «يُعَلِّمُهُم‏»‏ ‏جلو است. در قرآن يكبار داريم «يُعَلِّمُهُم‏ وَ يُزَكِّيهِمْ» سه بار داريم «وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُم‏» حالا آن را هم برايتان بگويم چرا يكجا «يُعَلِّمُهُم‏»‏ جلو است؟ آنجايي كه «يُعَلِّمُهُم‏»‏ جلو است، حرف خدا نيست. ابراهيم دعا كرد، گفت: خدايا «وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً» بعد از من پيغمبري به اين مردم بده كه «وَ يُعَلِّمُهُمُ... وَ يُزَكِّيهِم» خدا گفت: باشد. دعايت مستجاب است. پيغمبري مي‌دهم اما نه پيغمبري كه ‏«يُعَلِّمُهُم‏ وَ يُزَكِّيهِمْ»، پيغمبري كه «وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُم‏». پس يكبار ديگر مي‌گويم. يكبار در قرآن «يُعَلِّمُهُم‏»‏ قبل از «يُزَكِّيهِمْ» است. سه بار «يُزَكِّيهِمْ» قبل از «يُعَلِّمُهُم‏»‏ است. آنجايي كه «يُعَلِّمُهُم‏»‏ جلو است، سخن ابراهيم است. يعني حضرت ابراهيم از اين طرف گفت، خدا از آن طرف گوش داد.

حجت الاسلام قرائتی





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1niDyNX



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: