۱۳۹۳ خرداد ۱۸, یکشنبه

خوب پس تو هم سواد نداري






بسم الله الرحمن الرحيم

«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

حجت الاسلام قرائتی

حضرت امير در دعاي كميل مي‌گويد: «و هذا ما لا تقوم له السماوات و الأرض‏» آتش جهنم به قدري سوزنده است كه آسمان و زمين نمي‌توانند تحمل كنند. چطور با اين گوشت نرم... «اللهم ارحم ضعف بدني و رقة جلدي‏ و دقة عظمي‏» خدايا پوست من نازك است. استخوان من باريك است. اين استخوان باريك را چطور مي‌خواهي بسوزاني. در يك لحظه حالا دور هم جمع شديم. كسي را مسخره مي‌كنيم، يا يك قومي را. توجه داشته باشيم.


خدا بيامرزد يك پيرمردي بود در يك جايي، هر طلبه‌اي مُحرّم، ماه رمضان مي‌رفت تبليغ كند. مي‌گفت: بيا ببينم شيخ! تو حوزه بودي؟ بله. گفت: اگر زن برادر عموي آدم، شير داد به پسرخاله‌ي دختر عمه‌ي آدم. اين مَحرم است يا نه؟ اصلاً يك چيزي مي‌گفت كه به اين طلبه بگويد: خوب پس تو هم سواد نداري. از روز اول اين طلبه را خوار مي‌كرد.

افرادي هستند يك سؤالات علمي مي‌كنند. يك سؤالات فني مي‌كنند. لهجه‌شان را عوض مي‌كنند. حالا رفته يك كشور خارج و برگشته. بله ما وقتي در اتريش چاي مي‌خورديم قندمان اينطور بود. حالا فهميديم شما اتريش رفتي! كيف مي‌كند كه اسم اتريش را ببرد. اينها ضعف است. اينها آدم‌هاي ضعیفی هستند. مثل آدم‌هايي كه ارزش ندارد... اين فاستوني است! خوب حالا چه كنم؟ پنبه كه نيست، فاستوني است. بابا تو اگر ارزش داشته باشي، پنبه بپوشي ارزش داري، ارزش هم نداشته باشي، فاستوني هم بپوشي ارزش نداري. اين خانه‌ي ما چند ميليون مي‌ارزد؟ خانه‌ي ما... آقا خانه‌ي شما كجاست؟ اخيراً وصل به شهر شده است. خوب حالا چه خاكي بر سرمان كنيم؟ چنان فكر مي‌كند كه اگر به شهر وصل شود به يك كمالي مي‌رسد. اينطور نيست.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1o2DGok



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: