۱۳۹۲ بهمن ۱۳, یکشنبه

چرا پیامبر اسلام(ص) رحمت للعالمین است؟چرا نام حضرت علی(ع) در قرآن نیامده است؟

حجت السلام حاج آقا پناهیان:

در یکی از روایات معتبر کتاب وزین طبرسی آمده که پیامبر اسلام به تعریض مبعوث شده اند نه تصریح . در جلد یک ، صفحه ی دویست و پنجاه و پنج این کتاب ، حدیث شریفی از امیر المومنین (ع) نقل شده است . که طی آن، حضرت در یازده صفحه به سوالاتی که از جانب یک فرد ملحد از ایشان پرسیده شده پاسخ می دهند. در یکی از این سوالات پرسیده می شود که «شما چرا می‌گویید «پیامبرتان رحمت للعالمین است»، در حالی که پیامبر شما فقط برای مسلمانان باعث رحمت است، ولی کفار را به جهنم فرستاده است. این چه رحمتی است؟ پیغمبر شما در چه موردی به کفّار رحمت آورده است؟»

حضرت فرمودند که پیامبر ما به تعریض مبعوث شده اند . چرا که اگر ایشان تصریح می فرمودند و گروهی با آن مخالفت می کردند در همان لحظه بلا نازل می شد . در این جا بحث بر سر کافران است . یعنی کسانی که اشاره های پیامبر را دریافت نکنند جزو کافران خواهند بود و نباید آنها را جزو مومنان به حساب آورد . حضرت با این کنایه گویی به کافران مهلت دادند که فوراً عذاب بر سر آنها نازل نشود . این کنایه ناشی از همان رحمتٌ للعالمین است . دو پهلو صحبت کردن پیامبر به این دلیل نیست که کسی منظور ایشان را نفهمد . روش تعریض به این معنا نیست که ما با کنایه صحبت کنیم تا مردم هدایت نشوند . حضرت می گویند که رسول خدا فرمودند تو برای من به منزله ی هارون نسبت به موسی هستی به جز اینکه بعد از من پیامبری مبعوث نمی شود . سپس فرمودند اگر کسی یک مقدار فکر کند معنای این روایت را درک می کند . هارون در واقع برادر حضرت موسی بود . ولی مابین امیرالمومنین و پیامبر خدا برادری در میان نبود . اما هارون یک ویژگی دیگر هم داشت اینکه خلیفه ی بعد از حضرت موسی بود . بنابراین معنای این روایت این است که تو بعد از من خلیفه ی مسلمین هستی . امیرالمومنین (ع) می فرمایند : در این روایت پیامبر خدا به صراحت کلمه ی خلیفه را عنوان نکردند . چرا که اگر به صراحت عنوان می کردند و اینگونه نمی شد ، خداوند به سرعت کافران را عذاب می کرد . سپس حضرت می فرمایند که وقتی این کلمات را می شنوید باید فکر کنید . در واقع پیامبر (ص) هیچگاه کلماتی را عنوان نمی کنند که معنا نداشته باشد . وقتی ما در کلمات پیامبر (ص) تأمل کنیم به این نتیجه می رسیم که علی (ع) وصی ایشان است . در واقع پیامبر (ص) با کنایه عنوان کردند تا فرصتی برای نجات افراد وجود داشته باشد . چون اگر عذاب نازل می شد دیگر فرصتی نبود که آنها نجات پیدا کنند . حضرت علی (ع) دو عبارت را در اینجا با هم مقایسه می کنند . یکی عبارت من کنت مولی فهذا علی مولی . و دیگری وَ هُو منی بمنزلة هارونَ من موسی الا اَنهُ لا نبیَ بعدی . این جملات در زمان هایی غیر از غدیر خم هم گفته شده است . اما در غدیر خم خیلی صریح تر بیان شده است . اساساً علما این کتاب و این روایت امیرالمومنین (ع) را بسیار معتبر می دانند . بر اساس این روایت ، علی (ع) فرموده اند که پیامبر می توانستند صریح تر هم این مسائل را بیان کنند . اما عدم صراحت در این کلام به حدی نیست که کسی به گمراهی بیفتد . ثانیاً ما اعتقاد داریم که معنای من کنت مولی فهذا علی مولی معنای بسیار روشنی است . تمام قرائن و شواهد دال بر این مسئله است که حضرت علی (ع) خلیفه و جانشین پیامبر (ص) است و تفکر اندکی لازم دارد . اگر صریح تر این مسئله را عنوان نکردند بدلیل رحمتً للعالمین بودن ایشان است . همه ی مومنان می دانند که انتقال مفاهیم دینی با سطحی نگری ممکن نیست . قرآن دستور به تدبر داده است . قرآن برای انتقال پیام خود دارای یک ساختاری است که نیاز به تعقل دارد . قرآن اوامر را تقسیم کرده است . برخی از اوامر صریحاً در قرآن آمده است . برخی نیز در کلمات پیامبر گرامی اسلام آمده و به وسیله ی ائمه ی هدی شرح داده می شود . گروهی از افراد بهانه گیری می کنند که چرا نام امیرامومنین (ع) صریحاً در قرآن ذکر نشده است . این افراد باید در قرآن و شأن نزول بسیاری از آیات آن تدبر کنند . اگر کسی بخواهد با سطحی نگری معارف دینی را درک کند موفق نخواهد شد . قرآن کریم می فرماید که در آیات قرآن، محکمات و متشابهات وجود دارد . متشابهات یعنی اینکه اگر درست با آنها برخورد نکنید ممکن است به اشتباه بیفتید . در واقع باید به سراغ محکمات رفته از آنها استفاده کرده و به تفسیر متشابهات برسید . اینها ساختار مفاهیم دینی است . ما در مقام انتقال مفاهیم دینی باید فرزندان خود را هوشمند ، اهل دقت نظر و تفکر بار بیاوریم . اگر بچه های ما اینگونه بزرگ نشوند و سطحی نگر باشند ، ممکن است برخی از مفاهیم دینی را درک نکنند . امام صادق (ع) می فرمایند که تفسیر همه ی آیات قرآن ، ولایت اهل بیت است . ممکن است یک فرد سطحی نگر بگوید که نه اینگونه نیست . بسیاری از آیات قرآن ربطی به ولایت ندارند . یکی از زمینه های ایجاد دقت نظر را امیرالمومنین (ع) در قاعده ی تعریض و تصریح بیان می فرمایند . می فرمایند وقتی که پیامبر گرامی اسلام من را به هارون تشبیه می کند . درست است که هارون نسبت به حضرت موسی اخوت داشت . اما همه ی افراد می دانند که من و پیامبر اسلام دارای یک پدر و مادر نیستیم که نسبت به هم اخوت داشته باشیم . بنابراین تنها مسئله ی جانشینی باقی می ماند . اگر در این عبارات تفکر کنید نیازی نبوده که پیامبر گرامی اسلام تصریح کنند . در یکی از آیات قرآن به پیامبر گرامی اسلام می فرماید که می دانم ای پیامبر، اعراض کافران برای تو سخت و گران است . تو دوست داری که یک آیه و نشانه ای بیاوری که همه ایمان بیاورند . اما نباید این کار را بکنی . علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرمایند که اگر پیامبر آیه ی صریحی می آورند ، دیگر امتحان و مهلت از میان می رفت . اگر خداوند می خواست آیات بسیار روشنی بیاورد که فرد را به طور کامل کنار بهشت و جهنم ببرد و به او نشان بدهد ، این کار را می کرد . اما بحث تعریض و تصریح با آیات قرآن هم تطابق دارد . ما هرجایی خواستیم سندیت روایت را درک کنیم ، باید ببینیم با قرآن تطبیق می کند یا خیر. مثلاً اگر در جنگ احد به معجزه ی جبرائیل امین زخم بر بدن پیامبر گرامی اسلام نمی نشست، افراد مورد امتحان قرار نمی گرفتند .چرا که ایمان برخی از افراد بخاطر همین زخم خوردن پیامبر گرامی اسلام بعداً سست شد . ایمان آوردن به پیامبری که هیچ زخمی به بدن او نمی رسد و همه ی کارهای خود را با فرشته ها انجام می دهد که کاری ندارد . روزی عده ای یهودی جلوی عمار را در مدینه گرفتند و گفتند پس نصرت خدا کجا است . این چه ایمانی است که شما به پیامبر (ص) آورده اید ؟ او که خودش زخمی می شود . دوست عمار گفت من با شما بحث نمی کنم. چرا که با این کار بی ایمان می شوم . اما عمار گفت من با شما بحث می کنم . و برای این کار از تفکر خود استفاده کرد . گفت پیامبر برای ما شرط قرار داده است . اِن تَنصُرُالله یَنصُرکُم . اگر خدا را یاری کنید ، خدا شما را یاری می کند . ما درست رفتار نکرده و به سخن پیامبر گوش ندادیم، کارما سخت شد .البته نصرت خدا دارای شرط است . و با این سخنان پاسخ محکمی به آنها داد . بنابراین دین ما دینی است که انسان را به تفکر دعوت می کند . مثلاً این سوال که چرا نام امیرالمومنین (ع) در قرآن نیامده ، یک سوال اشتباه است . به این خاطر که قرآن ما را به تفکر دعوت کرده و سوالی که از روی فکر نباشد اشتباه است . با کمی تعقل ما می فهمیم که تمام آیات قرآن اشاره به علی (ع) دارد . نه فقط آیه ای که در رابطه با انگشتری و زکات است . بنابراین با مقداری تفکر مفاهیم روشن می شوند .





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/LporDs



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: