اگر مفهوم انسان محوری باز شود، خواهیم دید که سر از شرک درمیآورد. چون کسی که قائل به انسانمحوری است و خودش، یا جامعه را محور قرار داده و بر طبق نظرات آنان رفتار میکند، اگر در موردی با تزاحم خواستهها مواجه شود و ببیند که خواست مردم با امر الهی تفاوت دارد، باید حکم الهی را کنار بگذارد تا بتواند پایبند به نظریه خود باشد. ترجیح خواست غیر خدا بر امر الهی، نشان از این دارد که جامعه، هم عرض و شریک خداست که میتواند در عرض اوامر الهی، اوامر و دستورات مستقلی داشته باشد، پس حقیقت مردمسالاری شرک به خداست. ممکن است این حرفها را که مربوط به مکتبهای غربی است مسلمانی نزند و نداند که با گفتن این حرفها ناخودآگاه جاده صافکن لاییکها خواهد بود، اما حقیقت مطلب همین است که مردمسالاری در مکاتب الهی هیچ جایگاهی ندارد و آنچه مهم است خدامحوری و بندگی او است. آنچه در مکتبهای الهی وجود دارد، خداسالاری و خدامحوری است نه مردمسالاری و انسانمحوری.
ـــــــــــــــــــــ
رسائل بندگی، آیتالله شیخ مجتبی تهرانی، ص 126
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1s6CNO2
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر