تحولات اخیر منطقه به ویژه حملات گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه و طرح مسائلی از جمله حمایت دولتهای منطقهای عربستان، ترکیه و قطر از این گروه و نقش آفرینی ترکیه در جریان حمله داعش به منطقه کردنشین کوبانی در شمال سوریه بهانهای شد تا «نسیم» با همکاری اتحادیه بینالمللی رسانههای دیجیتال در نشستی با عنوان "ترکیه و داعش" با حضور دکتر "ضیا ترک ایلماز"، کارشناس مسائل ترکیه و حوزه قفقاز به بررسی تحولات اخیر منطقه بپردازد.
در ادامه مشروح نشست و گفتگو با دکتر ایلماز را با هم میخوانیم.
* جناب آقای دکتر ایلماز عملکرد سیاست خارجی ترکیه در سالهای اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: لازم میدانم پیش از شروع بحث، درباره تاریخ سیاست خارجی ترکیه به صورت تیتر وار صحبت کنم. در سال ۱۹۱۴ دولت عثمانی وارد جنگ جهانی اول شده و در سال ۱۹۱۸ شکست خورده و تقسیم میشود. در پی این شکست، وزرای خارجه فرانسه و انگلیس طی قراردادی با نام "سایسپیکو"، کشورهای تحت سلطه عثمانی را میان خود تقسیم کردند. از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ میلادی مذاکرات عثمانی با قدرتهای جهانی برای تعیین مرزهای جدید ترکیه ادامه پیدا میکند، در واقع در پایان سال ۱۹۱۹ در پی مذاکراتی در شهر "روزان" سوئیس، مرزهای فعلی ترکیه مشخص میشود. پیش از آن ترکیه اعتراض شدیدی نسبت به پیشنهاد مرزبندی کشورهای غربی داشت زیرا معتقد بود که موصل و کرکوک باید در اختیار ترکیه باشد، در حالی که کشورهای غربی سعی داشتند مرزهای فعلی ترکیه را نیز کوچکتر کنند تا بتوانند کشور کردستان را تشکیل دهند که هیچ یک از این مسائل به وقوع نپیوست. از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۳ ترکیه در دوره گذار قرار داشت و در حال بازسازی موسسات دولتی خود و انتقال از دوره عثمانی به جمهوریت جدید بود. این دورهها را مطرح میکنم تا بدانید در آن زمان هیچ تلاشی برای داشتن سیاست خارجی در ترکیه وجود نداشت. در واقع ترکیه آن زمان یک کشور تقسیم شده بود و عملا هیچ قدرتی از خود نداشت که بخواهد از آن در سیاست خارجی بهره بگیرد.
از سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۸ یعنی زمان مرگ "آتاتورک"، دولت ترکیه سیاستی خنثی درباره مسائل منطقه پیش گرفت تا از این طریق بتواند موسسات داخلی خود را تقویت کند. آنکارا اسم این سیاست خود را "صلح در کشور، صلح در جهان" قرار داده بود. در این مدت، کردهای منطقه "دیاربکر" و "کنجاله" دو بار شورش میکنند که با دخالت انگلیس و کمک نظامی به ترکیه، این شورشها سرکوب میشود. یک سال بعد از مرگ "آتاتورک" در سال ۱۹۳۹ جنگ جهانی دوم شروع میشود و ترکیه سعی دارد در این جنگ سیاستی بی طرفانه اتخاذ کند، در حقیقت ترکیه از تجربه جنگ جهانی اول و حمایت از آلمانها که به شکست عثمانی و تقسیم آن منجر شده بود، بسیار واهمه داشت. در پنج سال جنگ جهانی دوم ترکیه بسیار شرایط سختی داشت زیرا سیاست "بیطرفی" باعث شد که هیچ گروهی از این کشور در بازسازی ترکیه حمایت نکند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، دو قدرت بزرگ جهان یعنی آمریکا و شوروی شروع به تقسیم جهان میان خود کردند. در این دوره شوروی چندین بار ترکیه را تهدید کرد که مناطق شمال شرقی این کشور را اشغال میکند زیرا این قسمت ها با وجود آنکه دارای اکثریت ترک بودند پس از جنگ جهانی اول از روسیه جدا شدند. استالین بارها ترکیه را تهدید کرد که این مناطق باید به شوروی باز گردد در نهایت، روسیه به ترکیه اعلام کرد که مسکو باید در تنگههای "بسفر" و "داردانل" برای نظارت بر ترددکشتیها پایگاه نظامی داشته باشد.
بعد از جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۴۸ تا سال ۱۹۵۰ حاکمیت و تمامیت ارضی ترکیه دو بار توسط روسیه تهدید شد. آمریکاییها نیز بعد از سال ۱۹۴۹ که روسیه به بمب اتمی دست یافت خود را در تهدید مستقیم دیدند و به هر طریقی میخواستند تا روسیه را با حضور در کشورهای همسایه آن محاصره کنند. آمریکا و انگلیس بارها از ترکیه خواستند تا به آنان پایگاه نظامی بدهد، ولی ترکیه این موضوع را مشروط به عضویت آنکارا در ناتو کرد و سرانجام بعد از دو سال مذاکره، در سال ۱۹۵۲ ترکیه وارد ناتو شد، از این تاریخ به بعد دولت ترکیه دیگر نتوانست هیچ تصمیم مستقلی در زمینه سیاست خارجی خود اتخاذ کند. این موضوع تا جایی پیش رفت که سیاست خارجی ترکیه نه تنها در زمنیه کشورهای غربی حتی در برخورد با کشورهای همسایه ترکیه نیز کشورهای غربی و به خصوص آمریکا تعیین میکرد. این موضوع اعلام نمیشود ولی زمانی که رفتار و سیاست ترکیه از سال ۱۹۵۲ به بعد را بررسی میکنیم مشخص میشود که دخالت ناتو نه تنها در خصوص تعیین سیاست خارجی بلکه در زمینه امنیت، نظامی، فرهنگی و حتی اقتصادی، ترکیه را هدایت میکنند. از آن سال به بعد تاکنون مشاهده نشده که ترکیه بتواند به صورت مستقل فعالیتی انجام دهد زیرا این کشور همیشه مجری فرمان کشورهای غربی بوده است. البته در برخی از مواقع برخی از سیاستمداران ترکیه مانند اردوغان برخی تخلفات یا انحرافاتی را انجام دادند ولی مجازات شدند. به عنوان مثال، ترکیه در سال ۱۹۷۴ به درخواست ترکهای مقیم قبرس بدون اجازه انگلیس و آمریکا به صورت نظامی وارد قبرس شد. انگلیس، ترکیه و یونان به دلیل چند ملیتی بودن قبرس، هپیمانان اصلی این کشور بودند.
قبرس پیش از این تحت استعمال انگلیس بود و همین دو دلیل باعث شده بود که قبرس کشوری وابسته باشد. در آن زمان، در قبرس جنایتهای بزرگی توسط فاشیستهای این کشور علیه ترکهای قبرس صورت گرفته بود و ترکیه سعی داشت از طریق دخالت نظامی از ترکهای قبرس حمایت کند و در همین راستا آنکارا شمال قبرس را اشغال کرد. کشورهای غربی به دلیل این اقدام ترکیه، آنکارا را از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۰ مجازات کردند و هر نوع تحریمی را از نظامی گرفته تا اقتصادی، فرهنگی و سیاسی علیه ترکیه اعمال کردند. در این مدت در حقیقت آنارشیسم در ترکیه حکمفرما بود و احزاب چپگرا و راستگرای ترکیه با اقدامات خود باعث ایجاد فتنه در میان مردم شده بودند که در نهایت این موضوع با وقوع کودتای نظامی سال ۱۹۸۰ پایان میپذیرد. پس از کودتا، "جیمی کارتر"، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که "بالاخره ما توانستیم ترکیه را به خط صحیح بازگردانیم". در سال ۱۹۸۰ کودتا انجام شد و نظامیها روی کار آمدند و همین موضوع باعث افزایش وابستگی ترکیه به آمریکا در زمینههای مختلف شد. در سال ۱۹۹۶ "نجم الدین اربکان"، رئیس حزب اسلامگرا، ۲۴ درصد آراء انتخابات پارلمانی را به دست میآورد و مامور تشکیل کابینه دولت میشود. وی در همان ابتدا به وابستگی شدید نظامی و سیاسی ترکیه به آمریکا پی برده و از تلاش آمریکا برای وابسته کردن ترکیه به صنعت نظامی اسرائیل مطلع میشود و سعی در مقابله با آن دارد ولی این موضوع یک سال بیشتر دوام نمیآورد و با انجام یک کودتای غیرنظامی، دولت اربکان سرنگون شده و بار دیگر احزاب لاییک ترکیه با حمایت ارتش روی کار میآیند. از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۲ بار دیگر دولتهای ائتلافی در ترکیه روی کار آمدند که در این دوره آقای "بولنت اجویت"، سه بار نخستوزیر شد.
این دولتهای نیز بسیار عمر کوتاهی داشتند. آقای "اجویت" بار دیگر در برابر فشارهای آمریکا برای امضای توافقنامه تسلیحاتی با اسرائیل مقاومت میکند و این بار نظامیهای ترکی بدون هماهنگی با دولت در سفری به آمریکا به دولتمردان واشنگتن قول میدهند که به توافقنامه نظامی با اسرائیل بدون موافقت نخستوزیر عمل خواهند کرد. نظامیان ترک توافقنامه را اجرا میکنند ولی آقایی "اوجویت" بار دیگر از امضای توافقنامه امنتاع کرده و آمریکا تصمیم میگیرد که ترکیه را مجازات کند که پس از این تصمیم، بحران اقتصادی سال ۲۰۰۱ برای ترکیه آغاز میشود. در سال ۲۰۰۲ انتخابات پارلمانی جدیدی صورت میگیرد و سرانجام حزب اسلامگرای "عدالت و توسعه" به رهبری "رجب طیب اردوغان" روی کار میآید. این حزب از سال ۲۰۰۳ تاکنون زمام قدرت را در دست گرفته است. آمریکاییها متوجه شدند که دیگر لائیکها و نظامیان در ترکیه محبوبیتی نداشته و هیچ سودی برای آنان ندارند و لذا تصمیم به جابجایی مهرههای خود در ترکیه میگیرند. پیش از برگزاری انتخابات سال ۲۰۰۲ میلادی در ترکیه، کاخ سفید رجب طیب اردوغان را که در آن زمان هیچ منصب دولتی نداشت، به آمریکا دعوت کرده و از وی پذیرایی میکند و این موضوع برای اولین بار در تاریخ روابط آمریکا و ترکیه رخ میداد. در آن جلسه آمریکاییها تمام نقشههای سیاسی ترکیه را در اختیار اردوغان قرار داده و راه پیروزی در انتخابات را به وی نشان دادند، زیرا آمریکاییها نمیخواهند ترکیه را از دست داده و سوی دیگر میخواستند تا یک ثبات نسبی به این کشور بدهند.
علت این امر هم پیدایش قدرت جدیدی به نام ایران در منطقه بود و آنان باید ترکیه را در برابر ایران انقلابی حفظ میکردند. زیرا احتمال نفوذ ایران در ترکیه و استقلال سیاسی این کشور از آمریکا بسیار زیاد بود. پیش از انقلاب ایران، آمریکا ضرورتی برای وجود ثبات در ترکیه نمیدید ولی با پیروزی انقلاب ایران وضع به کلی تغییر کرد. آمریکا پس از شکست پروژه صدام و عربستان در مواجهه با گسترش اسلام سیاسی- انقلابی در برابر ایران احساس خطر کرد. ماموریت به ترکیه محول شد و آن ماموریت، نشان دادن "اسلام معتدل" در برابر اسلام انقلابی ایران بود تا از این طریق هم در ترکیه بتوانند به ثبات برسند و هم از پیشرفت ایران جلوگیری کنند. در زمان دولت اردوغان نیز مشکلاتی برای غربیها پیش آورد و آنان متوجه شدند که نمیتوان اسلامگراها و نظامیان و لائیکها را با یکدیگر هماهنگ کرد و لذا اردوغان را بر دیگران ترجیح داده و تمام اطلاعات نظامیان و برنامههای کودتایی آنان را برای اردوغان فاش کردند؛ شما شاهد بودید که دولت اردوغان به طور کامل تمام نظامیان را بازداشت و طی چهار سال آنان را محاکمه کرد. در واقع دولت در ترکیه از لائیکها به لائیکهای اسلامی تحویل داده شد.
* اما چرا اردوغان در بعضی از مواقع از توافقاتی که با آمریکا صورت داده است سرباز میزند یا تخلف میکند؟
پاسخ: این موضوع به دلیل "شخصیت گستاخ" اردوغان در تعامل با دیگران است. دولت ترکیه به دلیل کمکهایی که به اقتصاد آن از طریق کشورهای غربی شد توانست در موضوع اقتصاد مستقل شود و این موضوع باعث شده که دولتمردان ترکیه فکر کنند که میتوانند با قدرت اقتصادی خود در مسائل سیاسی منطقه نفوذ داشته باشند. غافل از این موضوع که آمریکا هرگز اجازه چنین اقدام مستقلی را به ترکیه نمیدهد، زیرا آمریکا تنها تعیین کننده سیاست این کشور است. اردوغان چندین بار اشتباه کرد برای مثال زمانی که دستور نصب سامانه دفاع موشکی ناتو در ترکیه صادر شد، اردوغان ضمن بی اطلاعی از آن اعلام کرد؛ ما نیازی به این سپر موشکی در مرزهای جنوب شرقی خود نداریم و این موضوع تنها به نفع اسرائیل است، تنها یک هفته بعد از این اظهارات، به اردوغان اطلاع دادند که موضوع نصب سپر دفاع موشکی در خاک ترکیه در ناتو به تصویب رسیده است و این موضوع بدون موافقت او نیز اجرایی خواهد شد. همان موقع اردوغان اعلام کرد که ما به این سپر موشکی برای دفاع از ترکیه در برابر سوریه نیاز داریم. این در حالی است که سپر دفاع موشکی ترکیه تنها با هدف کمک به اسرائیل اجرایی شد و بعدها مشخص شد که موضوع سپر دفاع موشکی طرحی فراتر از ترکیه و دیگر کشورها بوده و هدف آن مقابله با ایران و روسیه است و ترکیه در طرح سپر دفاع موشکی تنها نقش "راداری" را دارد.
در مورد حمله به لیبی نیز این تفاوت در سیاستهای ترکیه بسیار واضح است، اردوغان پس از تصمیم ناتو در حمله به لیبی برای سرنگونی معمر قذافی، اعلام کرد؛ لیبی یک کشور اسلامی است و تمام مشکلات و اغتشاشات این کشور یک امر داخلی است و نباید در آن دخالت کرد. ولی تنها یک هفته بعد پایگاه نظامی ناتو در شهر "ازمیر" ترکیه برای آغاز حمله به لیبی افتتاح شد. آخرین اظهار نظر اردوغان این بود که من تنها در صورتی در جنگ علیه داعش شرکت خواهم کرد که شروط من درباره "آموزش مخالفان سوریه" و "حمله به مواضع ارتش سوریه" برآورده شود. ولی اوباما در تماس تلفنی با اردوغان گفت که ما کمک به کردها را آغاز کردهایم و شما نیز باید راه را برای عبور تجهیزات و افراد به کوبانی باز نگاه دارید و اردوغان امروز بدون توجه به شروط ذکر شده، موافقت خود را با ورود نیروهای پیشمرگه به کوبانی اعلام کرد. تمام موضوع بحث من این است که اظهاراتی را که از سوی مقامات ترکیه اعلام میشود، جدی نگیرید و ببینید که آمریکا و ناتو درباره این موضوع چه تصمیمی گرفتهاند، زیرا ترکیه در این موضوع تنها یک مجری است و نه بیشتر. آمریکا و ترکیه در موضوع سوریه و موضوع کردها یک سری اختلافات با یکدیگر دارند؛ اولویت ترکیه در منطقه ایجاد یک دولت در مرزهای سوریه و عراق است؛ ولی اولویت آمریکا ایجاد کشور کردستان بزرگ در منطقه و بعد از آن تشکیل یک کشور سنی است.
ترکیه پیش از این از آمریکا درخواست کرده بود که در صورت تشکیل کشور کردستان این کشور به ترکیه وابستگی کامل داشته باشد. به معنای دیگر ترکیه سرپرستی کردستان را بر عهده بگیرد. اولویتها میان ترکیه و آمریکا متغیر است ولی ترکیه به تنهایی توانایی تصمیمگیری ندارد و در برخی از مواقع که شما شاهد حرف اضافهای از سوی مسئولان ترکیه هستید این موضوع تنها برای دریافت امتیازات بیشتر از آمریکا است. ماری هارف، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اخیرا اعلام کرد؛ "آمریکا ترکیه را در جریان کمکهای خود به کردها قرار داده است" اگر به لحن سخنگوی آمریکا دقت کنید نشان میدهد که آمریکا هیچ نقشی برای ترکیه در سیاستهای خود در نظر نگرفته است و تنها به اطلاع رسانی درباره اقدامات خود به ترکیه اکتفا کرده است. ترکیه اعلام کرده بود "پکک" و "پیوایدی" هر دو از یک منشا هستند و همانطور که "پکک" یک گروه تروریستی برای ترکیه محسوب میشود، "پیوایدی" نیز باید به عنوان یک گروه تروریستی با آن تعامل شود. در مقابل آمریکا جواب داد گروه "پیوایدی" در خاک سوریه است و با "پکک" که در خاک ترکیه حضور دارد فرق کند و ما این گروه را یک گروه تروریستی نمیدانیم؛ پس از آن سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که ما دولت ترکیه را متقاعد کردیم که از گروه "پیوایدی" در سوریه حمایت کنند. لذا تمام مسائل مطرح شده تنها یک خروجی دارد و آن این است که دولتمردان ترکیه تنها خیال میکنند که میتوانند یک بازیگردان در منطقه باشند؛ امکان دارد که دولت ترکیه یک بازیگر منطقهای باشد ولی با توجه به وابستگی شدید سیاسی خود به غرب هرگز نمیتواند یک بازیگردان منطقهای باشد.
* در ابتدای تحولات کوبانی، ترکیه مرزهای خود را در برابر پناهندگان کرد مسدود کرد اما پس از مدتی مرزهای خود را بازگشایی کرد و گفته شد که اجازه بازگشت پناهندگان به سوریه را نمیدهد، تحلیل شما در این زمینه چیست؟
پاسخ: برخی از اخباری که درباره رفتار ترکیه با کردهای کوبانی منتشر شد، با واقعیت سازگار نیست. برای مثال ترکیه ۲۰۰ هزار کرد کوبانی را پذیرفت و بار دیگر به آنها اجازه داد که برای دفاع از کوبانی به این شهر بازگردند ولی این به این معنا نیست که ترکیه در حال دفاع از کوبانی است. در حقیقت اقدامات ترکیه برای سقوط کوبانی انجام میشود. ورود مقطعی مبارزان کرد به خاک ترکیه باعث میشود که آنان به راحتی توسط داعش کشته شوند.
* چرا ترکیه این سیاست را پیگیری میکند؟
پاسخ: در حال حاضر اولویت ترکیه در منطقه، ایجاد یک کشور در مرز سوریه و عراق است و ترکیه بر این باور است که تنها گروهی که توانایی اداره این کشور را دارد، تروریستهای داعش است؛ زیرا آنان در حال حاضر مناطقی را تحت تصرف خود دارند و دیگر نیازی نیست که با سرمایه هنگفت گروه دیگری را برای حکومت بر کشور فرضی سنی مذهب در منطقه تقویت شود. ولی آمریکا بر خلاف ترکیه از داعش میترسد زیرا باور دارد که داعش قابل کنترل نیست و این گروه ضد شیعیان و حتی ضد بشریت است و آمریکا به دنبال گروهی برای حکومت بر کشور است که بتواند در آینده با آن تعامل کند زیرا هدف آمریکا از ایجاد تنش در منطقه، تسلط بر منابع نفتی آن است و اگر گروهی غیر قابل کنترل بر آن حاکم شود، کار برای آمریکا سخت خواهد شد. در مقابل ترکیه از داعش حمایت میکند زیرا هدف ترکیه از ایجاد کشوری در مرز عراق و سوریه، قطع کردن خط مقاومت از ایران تا لبنان است. اولویت آمریکا و اسرائیل در منطقه تشکیل یک کشور کردی است. البته منظور من مردم کرد نیستند بلکه احزاب کردی هستند که تاکنون تنها با حمایت آمریکا و اسرائیل پا برجا ماندهاند، تا از این طریق یک متحد جدید برای اسرائیل در منطقه ایجاد شده و منابع نفتی منطقه به نفع آنان مصادره شود. یک هدف دیگر آمریکا از تشکیل کشور کردی، جایگزینی آن در منطقه به جای ترکیه و تعامل با آن است زیرا ترکیه دیگر برای آنان به عنوان یک مهره سوخته تلقی میشود.
در حال حاضر برای اسرائیل هیچ متحدی بهتر از احزاب کرد وابسته به خود در منطقه وجود ندارد. زیرا با شروع انقلابهای منطقه دیگر نمیتوان به کشورهایی مانند ترکیه، عربستان و یا مصر اعتماد کامل داشت. اسرائیل به دنبال متحدی است که حداقل برای ۶۰ سال بدون هیچ مخالفتی با آن ارتباط داشته باشد. به معنای دیگر ترکیه با توجه به استقلال نسبی که در موضوع اقتصاد به دست آورده است در برخی مواقع اقداماتی را انجام میدهد که با سیاستهای ناتو و غرب در تناقض است ولی برخی از احزاب کرد برای جدایی از کشورهای مادر خود در حال حاضر بسیار نیاز به حامی دارند و آمریکا و اسرائیل به آنان قول حمایت را دادهاند. در نهایت ترکیه سعی دارد کسانی در سوریه حاکم باشند که از نظر عقیدتی با محور مقاومت، ایران و یا شیعیان دشمنی داشته باشند. اگر گروهی ملیگرا در سوریه روی کار بیاید در آینده نه چندان دور بار دیگر با ایران متحد میشوند.
* به عنوان سوال پایانی، درباره رابطه ترکیه و داعش بیشتر توضیح دهید و آیا این موضوع که ترکیه از این طریق در پی بازسازی امپراتوری عثمانی است را قبول دارید؟
پاسخ: در اینکه داعش و ترکیه با یکدیگر رابطه دارند، شکی وجود ندارد و این موضوع نیز بر هیچ کشوری پوشیده نیست، ولی اختلافات بر سر کیفیت کمکرسانی ترکیه به داعش است. آنکارا بارها گفته است که ترکیه از گروههای مسلح مخالف دولت سوریه، حمایت تسلیحاتی انجام نمیدهد، این در صورتی است که پایگاههای آموزش مخالفان سوریه در جنوب شرق ترکیه جزء فعالترین پایگاههای این کشور محسوب میشوند و بسیاری از کسانی که در این پایگاهها آموزش دیدهاند به داعش پیوستهاند. دولتمردان ترکیه ادعا میکنند که بسیاری از تروریستهایی که از کشورهای حوزه قفقاز و یا اروپا از طریق ترکیه به سوریه سفر کردهاند به وسیله پاسپورت و مجوز رسمی وارد سوریه شدهاند و ما قانونا نمیتوانستیم از اقدام آنها جلوگیری کنیم. ولی شما شاهد بودید که جان کری، وزیر خارجه آمریکا و جو بایدن، معاون رئیسجمهور آمریکا بارها از کمکهای ترکیه به گروههای تروریستی سوریه انتقاد کرده و خواستار توقف این کمکها شدند و در کتاب خاطرات هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا نیز شاهد هستیم که به صورت علنی به دست داشتن آمریکا در تشکیل داعش و منتقل کردن آن به سوریه از طریق ترکیه اعتراف کرده است. ترکیه اعتراف کرده است که کمکهای غذایی دارویی و یا انتقال مجروحان داعش برای درمان به خاک ترکیه را انجام داده است و ادعا میکند که این موضوع یک وظیفه انسانی است و این افراد حتی اگر کافر هم باشند ما وظیفه داریم تا آنان را درمان کنیم. برخی گزارشها حاکی از آن است که داعش در قسمت اروپایی ترکیه یک پایگاه مستقل برای تعامل با دیگر کشورهای غربی دارد و احزاب مخالف دولت اردوغان بارها به این موضوع اشاره کردهاند و یا در جایی دیگر اخباری درباره کشف و ضبط محمولههای بزرگ سلاح در جنوب شرق ترکیه منتشر شد که دولت ترکیه از دستگاه قضائی خواست این پرونده را به دلیل اینکه این محموله متعلق به سازمان اطلاعات ترکیه است، مختومه اعلام کند در صورتی که بعدها مشخص شد این محموله برای داعش تهیه شده بود.
ترکیه سعی دارد با حمایت از داعش، جبهه النصره، ارتش آزاد سوریه و یا گروه تروریستی "جیش الاسلام"، ابزاری برون مرزی برای اعمال فشار بر دیگر کشورها برای خود ایجاد کند. درباره "نو عثمان گرایی" ترکیه باید بگویم که هیچ یک از مسئولان ترکی این موضوع را انکار نمیکنند ولی اعلام کردهاند این به معنای تعرض به مرزهای کشورهای دیگر نیست و ما تنها به دنبال ایجاد روابط قوی با کشورهای مختلف در منطقه هستیم. رابطه ایران و ترکیه هرگز به سوی جنگ مستقیم نخواهد رفت ولی این دو کشور در حال حاضر به صورت نیابتی در سوریه با یکدیگر درگیر هستند. ایران با کمک به مردم و دولت سوریه در این کشور حضور دارد و ترکیه نیز از طریق حمایت از گروههای مسلح مخالف دولت سوریه. ترکیه در واقع میخواهد همانطور که حزب الله برای ایران یک شاخه نظامی و سیاسی قوی محسوب میشود؛ با حمایت از گروههای مسلح مخالف سوریه، چنین ابزاری را برای خود در منطقه ایجاد کند. آینده در منطقه آن چنان روشن نیست ولی ای کاش که دولت ایران و ترکیه میتوانستند برای پایان دادن به تنشهای منطقه با یکدیگر همکاری کنند که این موضوع بارها توسط ایران به ترکیه پیشنهاد شده است ولی آنکارا زیادهطلب است و خواستار امتیازات بیشتر در منطقه است. اگر همکاری میان ایران و ترکیه امکان پذیر بود، این دو کشور را به ابر قدرت جدیدی تبدیل می کرد.
در ادامه مشروح نشست و گفتگو با دکتر ایلماز را با هم میخوانیم.
* جناب آقای دکتر ایلماز عملکرد سیاست خارجی ترکیه در سالهای اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: لازم میدانم پیش از شروع بحث، درباره تاریخ سیاست خارجی ترکیه به صورت تیتر وار صحبت کنم. در سال ۱۹۱۴ دولت عثمانی وارد جنگ جهانی اول شده و در سال ۱۹۱۸ شکست خورده و تقسیم میشود. در پی این شکست، وزرای خارجه فرانسه و انگلیس طی قراردادی با نام "سایسپیکو"، کشورهای تحت سلطه عثمانی را میان خود تقسیم کردند. از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ میلادی مذاکرات عثمانی با قدرتهای جهانی برای تعیین مرزهای جدید ترکیه ادامه پیدا میکند، در واقع در پایان سال ۱۹۱۹ در پی مذاکراتی در شهر "روزان" سوئیس، مرزهای فعلی ترکیه مشخص میشود. پیش از آن ترکیه اعتراض شدیدی نسبت به پیشنهاد مرزبندی کشورهای غربی داشت زیرا معتقد بود که موصل و کرکوک باید در اختیار ترکیه باشد، در حالی که کشورهای غربی سعی داشتند مرزهای فعلی ترکیه را نیز کوچکتر کنند تا بتوانند کشور کردستان را تشکیل دهند که هیچ یک از این مسائل به وقوع نپیوست. از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۳ ترکیه در دوره گذار قرار داشت و در حال بازسازی موسسات دولتی خود و انتقال از دوره عثمانی به جمهوریت جدید بود. این دورهها را مطرح میکنم تا بدانید در آن زمان هیچ تلاشی برای داشتن سیاست خارجی در ترکیه وجود نداشت. در واقع ترکیه آن زمان یک کشور تقسیم شده بود و عملا هیچ قدرتی از خود نداشت که بخواهد از آن در سیاست خارجی بهره بگیرد.
از سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۸ یعنی زمان مرگ "آتاتورک"، دولت ترکیه سیاستی خنثی درباره مسائل منطقه پیش گرفت تا از این طریق بتواند موسسات داخلی خود را تقویت کند. آنکارا اسم این سیاست خود را "صلح در کشور، صلح در جهان" قرار داده بود. در این مدت، کردهای منطقه "دیاربکر" و "کنجاله" دو بار شورش میکنند که با دخالت انگلیس و کمک نظامی به ترکیه، این شورشها سرکوب میشود. یک سال بعد از مرگ "آتاتورک" در سال ۱۹۳۹ جنگ جهانی دوم شروع میشود و ترکیه سعی دارد در این جنگ سیاستی بی طرفانه اتخاذ کند، در حقیقت ترکیه از تجربه جنگ جهانی اول و حمایت از آلمانها که به شکست عثمانی و تقسیم آن منجر شده بود، بسیار واهمه داشت. در پنج سال جنگ جهانی دوم ترکیه بسیار شرایط سختی داشت زیرا سیاست "بیطرفی" باعث شد که هیچ گروهی از این کشور در بازسازی ترکیه حمایت نکند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، دو قدرت بزرگ جهان یعنی آمریکا و شوروی شروع به تقسیم جهان میان خود کردند. در این دوره شوروی چندین بار ترکیه را تهدید کرد که مناطق شمال شرقی این کشور را اشغال میکند زیرا این قسمت ها با وجود آنکه دارای اکثریت ترک بودند پس از جنگ جهانی اول از روسیه جدا شدند. استالین بارها ترکیه را تهدید کرد که این مناطق باید به شوروی باز گردد در نهایت، روسیه به ترکیه اعلام کرد که مسکو باید در تنگههای "بسفر" و "داردانل" برای نظارت بر ترددکشتیها پایگاه نظامی داشته باشد.
بعد از جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۴۸ تا سال ۱۹۵۰ حاکمیت و تمامیت ارضی ترکیه دو بار توسط روسیه تهدید شد. آمریکاییها نیز بعد از سال ۱۹۴۹ که روسیه به بمب اتمی دست یافت خود را در تهدید مستقیم دیدند و به هر طریقی میخواستند تا روسیه را با حضور در کشورهای همسایه آن محاصره کنند. آمریکا و انگلیس بارها از ترکیه خواستند تا به آنان پایگاه نظامی بدهد، ولی ترکیه این موضوع را مشروط به عضویت آنکارا در ناتو کرد و سرانجام بعد از دو سال مذاکره، در سال ۱۹۵۲ ترکیه وارد ناتو شد، از این تاریخ به بعد دولت ترکیه دیگر نتوانست هیچ تصمیم مستقلی در زمینه سیاست خارجی خود اتخاذ کند. این موضوع تا جایی پیش رفت که سیاست خارجی ترکیه نه تنها در زمنیه کشورهای غربی حتی در برخورد با کشورهای همسایه ترکیه نیز کشورهای غربی و به خصوص آمریکا تعیین میکرد. این موضوع اعلام نمیشود ولی زمانی که رفتار و سیاست ترکیه از سال ۱۹۵۲ به بعد را بررسی میکنیم مشخص میشود که دخالت ناتو نه تنها در خصوص تعیین سیاست خارجی بلکه در زمینه امنیت، نظامی، فرهنگی و حتی اقتصادی، ترکیه را هدایت میکنند. از آن سال به بعد تاکنون مشاهده نشده که ترکیه بتواند به صورت مستقل فعالیتی انجام دهد زیرا این کشور همیشه مجری فرمان کشورهای غربی بوده است. البته در برخی از مواقع برخی از سیاستمداران ترکیه مانند اردوغان برخی تخلفات یا انحرافاتی را انجام دادند ولی مجازات شدند. به عنوان مثال، ترکیه در سال ۱۹۷۴ به درخواست ترکهای مقیم قبرس بدون اجازه انگلیس و آمریکا به صورت نظامی وارد قبرس شد. انگلیس، ترکیه و یونان به دلیل چند ملیتی بودن قبرس، هپیمانان اصلی این کشور بودند.
قبرس پیش از این تحت استعمال انگلیس بود و همین دو دلیل باعث شده بود که قبرس کشوری وابسته باشد. در آن زمان، در قبرس جنایتهای بزرگی توسط فاشیستهای این کشور علیه ترکهای قبرس صورت گرفته بود و ترکیه سعی داشت از طریق دخالت نظامی از ترکهای قبرس حمایت کند و در همین راستا آنکارا شمال قبرس را اشغال کرد. کشورهای غربی به دلیل این اقدام ترکیه، آنکارا را از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۰ مجازات کردند و هر نوع تحریمی را از نظامی گرفته تا اقتصادی، فرهنگی و سیاسی علیه ترکیه اعمال کردند. در این مدت در حقیقت آنارشیسم در ترکیه حکمفرما بود و احزاب چپگرا و راستگرای ترکیه با اقدامات خود باعث ایجاد فتنه در میان مردم شده بودند که در نهایت این موضوع با وقوع کودتای نظامی سال ۱۹۸۰ پایان میپذیرد. پس از کودتا، "جیمی کارتر"، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که "بالاخره ما توانستیم ترکیه را به خط صحیح بازگردانیم". در سال ۱۹۸۰ کودتا انجام شد و نظامیها روی کار آمدند و همین موضوع باعث افزایش وابستگی ترکیه به آمریکا در زمینههای مختلف شد. در سال ۱۹۹۶ "نجم الدین اربکان"، رئیس حزب اسلامگرا، ۲۴ درصد آراء انتخابات پارلمانی را به دست میآورد و مامور تشکیل کابینه دولت میشود. وی در همان ابتدا به وابستگی شدید نظامی و سیاسی ترکیه به آمریکا پی برده و از تلاش آمریکا برای وابسته کردن ترکیه به صنعت نظامی اسرائیل مطلع میشود و سعی در مقابله با آن دارد ولی این موضوع یک سال بیشتر دوام نمیآورد و با انجام یک کودتای غیرنظامی، دولت اربکان سرنگون شده و بار دیگر احزاب لاییک ترکیه با حمایت ارتش روی کار میآیند. از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۲ بار دیگر دولتهای ائتلافی در ترکیه روی کار آمدند که در این دوره آقای "بولنت اجویت"، سه بار نخستوزیر شد.
این دولتهای نیز بسیار عمر کوتاهی داشتند. آقای "اجویت" بار دیگر در برابر فشارهای آمریکا برای امضای توافقنامه تسلیحاتی با اسرائیل مقاومت میکند و این بار نظامیهای ترکی بدون هماهنگی با دولت در سفری به آمریکا به دولتمردان واشنگتن قول میدهند که به توافقنامه نظامی با اسرائیل بدون موافقت نخستوزیر عمل خواهند کرد. نظامیان ترک توافقنامه را اجرا میکنند ولی آقایی "اوجویت" بار دیگر از امضای توافقنامه امنتاع کرده و آمریکا تصمیم میگیرد که ترکیه را مجازات کند که پس از این تصمیم، بحران اقتصادی سال ۲۰۰۱ برای ترکیه آغاز میشود. در سال ۲۰۰۲ انتخابات پارلمانی جدیدی صورت میگیرد و سرانجام حزب اسلامگرای "عدالت و توسعه" به رهبری "رجب طیب اردوغان" روی کار میآید. این حزب از سال ۲۰۰۳ تاکنون زمام قدرت را در دست گرفته است. آمریکاییها متوجه شدند که دیگر لائیکها و نظامیان در ترکیه محبوبیتی نداشته و هیچ سودی برای آنان ندارند و لذا تصمیم به جابجایی مهرههای خود در ترکیه میگیرند. پیش از برگزاری انتخابات سال ۲۰۰۲ میلادی در ترکیه، کاخ سفید رجب طیب اردوغان را که در آن زمان هیچ منصب دولتی نداشت، به آمریکا دعوت کرده و از وی پذیرایی میکند و این موضوع برای اولین بار در تاریخ روابط آمریکا و ترکیه رخ میداد. در آن جلسه آمریکاییها تمام نقشههای سیاسی ترکیه را در اختیار اردوغان قرار داده و راه پیروزی در انتخابات را به وی نشان دادند، زیرا آمریکاییها نمیخواهند ترکیه را از دست داده و سوی دیگر میخواستند تا یک ثبات نسبی به این کشور بدهند.
علت این امر هم پیدایش قدرت جدیدی به نام ایران در منطقه بود و آنان باید ترکیه را در برابر ایران انقلابی حفظ میکردند. زیرا احتمال نفوذ ایران در ترکیه و استقلال سیاسی این کشور از آمریکا بسیار زیاد بود. پیش از انقلاب ایران، آمریکا ضرورتی برای وجود ثبات در ترکیه نمیدید ولی با پیروزی انقلاب ایران وضع به کلی تغییر کرد. آمریکا پس از شکست پروژه صدام و عربستان در مواجهه با گسترش اسلام سیاسی- انقلابی در برابر ایران احساس خطر کرد. ماموریت به ترکیه محول شد و آن ماموریت، نشان دادن "اسلام معتدل" در برابر اسلام انقلابی ایران بود تا از این طریق هم در ترکیه بتوانند به ثبات برسند و هم از پیشرفت ایران جلوگیری کنند. در زمان دولت اردوغان نیز مشکلاتی برای غربیها پیش آورد و آنان متوجه شدند که نمیتوان اسلامگراها و نظامیان و لائیکها را با یکدیگر هماهنگ کرد و لذا اردوغان را بر دیگران ترجیح داده و تمام اطلاعات نظامیان و برنامههای کودتایی آنان را برای اردوغان فاش کردند؛ شما شاهد بودید که دولت اردوغان به طور کامل تمام نظامیان را بازداشت و طی چهار سال آنان را محاکمه کرد. در واقع دولت در ترکیه از لائیکها به لائیکهای اسلامی تحویل داده شد.
* اما چرا اردوغان در بعضی از مواقع از توافقاتی که با آمریکا صورت داده است سرباز میزند یا تخلف میکند؟
پاسخ: این موضوع به دلیل "شخصیت گستاخ" اردوغان در تعامل با دیگران است. دولت ترکیه به دلیل کمکهایی که به اقتصاد آن از طریق کشورهای غربی شد توانست در موضوع اقتصاد مستقل شود و این موضوع باعث شده که دولتمردان ترکیه فکر کنند که میتوانند با قدرت اقتصادی خود در مسائل سیاسی منطقه نفوذ داشته باشند. غافل از این موضوع که آمریکا هرگز اجازه چنین اقدام مستقلی را به ترکیه نمیدهد، زیرا آمریکا تنها تعیین کننده سیاست این کشور است. اردوغان چندین بار اشتباه کرد برای مثال زمانی که دستور نصب سامانه دفاع موشکی ناتو در ترکیه صادر شد، اردوغان ضمن بی اطلاعی از آن اعلام کرد؛ ما نیازی به این سپر موشکی در مرزهای جنوب شرقی خود نداریم و این موضوع تنها به نفع اسرائیل است، تنها یک هفته بعد از این اظهارات، به اردوغان اطلاع دادند که موضوع نصب سپر دفاع موشکی در خاک ترکیه در ناتو به تصویب رسیده است و این موضوع بدون موافقت او نیز اجرایی خواهد شد. همان موقع اردوغان اعلام کرد که ما به این سپر موشکی برای دفاع از ترکیه در برابر سوریه نیاز داریم. این در حالی است که سپر دفاع موشکی ترکیه تنها با هدف کمک به اسرائیل اجرایی شد و بعدها مشخص شد که موضوع سپر دفاع موشکی طرحی فراتر از ترکیه و دیگر کشورها بوده و هدف آن مقابله با ایران و روسیه است و ترکیه در طرح سپر دفاع موشکی تنها نقش "راداری" را دارد.
در مورد حمله به لیبی نیز این تفاوت در سیاستهای ترکیه بسیار واضح است، اردوغان پس از تصمیم ناتو در حمله به لیبی برای سرنگونی معمر قذافی، اعلام کرد؛ لیبی یک کشور اسلامی است و تمام مشکلات و اغتشاشات این کشور یک امر داخلی است و نباید در آن دخالت کرد. ولی تنها یک هفته بعد پایگاه نظامی ناتو در شهر "ازمیر" ترکیه برای آغاز حمله به لیبی افتتاح شد. آخرین اظهار نظر اردوغان این بود که من تنها در صورتی در جنگ علیه داعش شرکت خواهم کرد که شروط من درباره "آموزش مخالفان سوریه" و "حمله به مواضع ارتش سوریه" برآورده شود. ولی اوباما در تماس تلفنی با اردوغان گفت که ما کمک به کردها را آغاز کردهایم و شما نیز باید راه را برای عبور تجهیزات و افراد به کوبانی باز نگاه دارید و اردوغان امروز بدون توجه به شروط ذکر شده، موافقت خود را با ورود نیروهای پیشمرگه به کوبانی اعلام کرد. تمام موضوع بحث من این است که اظهاراتی را که از سوی مقامات ترکیه اعلام میشود، جدی نگیرید و ببینید که آمریکا و ناتو درباره این موضوع چه تصمیمی گرفتهاند، زیرا ترکیه در این موضوع تنها یک مجری است و نه بیشتر. آمریکا و ترکیه در موضوع سوریه و موضوع کردها یک سری اختلافات با یکدیگر دارند؛ اولویت ترکیه در منطقه ایجاد یک دولت در مرزهای سوریه و عراق است؛ ولی اولویت آمریکا ایجاد کشور کردستان بزرگ در منطقه و بعد از آن تشکیل یک کشور سنی است.
ترکیه پیش از این از آمریکا درخواست کرده بود که در صورت تشکیل کشور کردستان این کشور به ترکیه وابستگی کامل داشته باشد. به معنای دیگر ترکیه سرپرستی کردستان را بر عهده بگیرد. اولویتها میان ترکیه و آمریکا متغیر است ولی ترکیه به تنهایی توانایی تصمیمگیری ندارد و در برخی از مواقع که شما شاهد حرف اضافهای از سوی مسئولان ترکیه هستید این موضوع تنها برای دریافت امتیازات بیشتر از آمریکا است. ماری هارف، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اخیرا اعلام کرد؛ "آمریکا ترکیه را در جریان کمکهای خود به کردها قرار داده است" اگر به لحن سخنگوی آمریکا دقت کنید نشان میدهد که آمریکا هیچ نقشی برای ترکیه در سیاستهای خود در نظر نگرفته است و تنها به اطلاع رسانی درباره اقدامات خود به ترکیه اکتفا کرده است. ترکیه اعلام کرده بود "پکک" و "پیوایدی" هر دو از یک منشا هستند و همانطور که "پکک" یک گروه تروریستی برای ترکیه محسوب میشود، "پیوایدی" نیز باید به عنوان یک گروه تروریستی با آن تعامل شود. در مقابل آمریکا جواب داد گروه "پیوایدی" در خاک سوریه است و با "پکک" که در خاک ترکیه حضور دارد فرق کند و ما این گروه را یک گروه تروریستی نمیدانیم؛ پس از آن سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که ما دولت ترکیه را متقاعد کردیم که از گروه "پیوایدی" در سوریه حمایت کنند. لذا تمام مسائل مطرح شده تنها یک خروجی دارد و آن این است که دولتمردان ترکیه تنها خیال میکنند که میتوانند یک بازیگردان در منطقه باشند؛ امکان دارد که دولت ترکیه یک بازیگر منطقهای باشد ولی با توجه به وابستگی شدید سیاسی خود به غرب هرگز نمیتواند یک بازیگردان منطقهای باشد.
* در ابتدای تحولات کوبانی، ترکیه مرزهای خود را در برابر پناهندگان کرد مسدود کرد اما پس از مدتی مرزهای خود را بازگشایی کرد و گفته شد که اجازه بازگشت پناهندگان به سوریه را نمیدهد، تحلیل شما در این زمینه چیست؟
پاسخ: برخی از اخباری که درباره رفتار ترکیه با کردهای کوبانی منتشر شد، با واقعیت سازگار نیست. برای مثال ترکیه ۲۰۰ هزار کرد کوبانی را پذیرفت و بار دیگر به آنها اجازه داد که برای دفاع از کوبانی به این شهر بازگردند ولی این به این معنا نیست که ترکیه در حال دفاع از کوبانی است. در حقیقت اقدامات ترکیه برای سقوط کوبانی انجام میشود. ورود مقطعی مبارزان کرد به خاک ترکیه باعث میشود که آنان به راحتی توسط داعش کشته شوند.
* چرا ترکیه این سیاست را پیگیری میکند؟
پاسخ: در حال حاضر اولویت ترکیه در منطقه، ایجاد یک کشور در مرز سوریه و عراق است و ترکیه بر این باور است که تنها گروهی که توانایی اداره این کشور را دارد، تروریستهای داعش است؛ زیرا آنان در حال حاضر مناطقی را تحت تصرف خود دارند و دیگر نیازی نیست که با سرمایه هنگفت گروه دیگری را برای حکومت بر کشور فرضی سنی مذهب در منطقه تقویت شود. ولی آمریکا بر خلاف ترکیه از داعش میترسد زیرا باور دارد که داعش قابل کنترل نیست و این گروه ضد شیعیان و حتی ضد بشریت است و آمریکا به دنبال گروهی برای حکومت بر کشور است که بتواند در آینده با آن تعامل کند زیرا هدف آمریکا از ایجاد تنش در منطقه، تسلط بر منابع نفتی آن است و اگر گروهی غیر قابل کنترل بر آن حاکم شود، کار برای آمریکا سخت خواهد شد. در مقابل ترکیه از داعش حمایت میکند زیرا هدف ترکیه از ایجاد کشوری در مرز عراق و سوریه، قطع کردن خط مقاومت از ایران تا لبنان است. اولویت آمریکا و اسرائیل در منطقه تشکیل یک کشور کردی است. البته منظور من مردم کرد نیستند بلکه احزاب کردی هستند که تاکنون تنها با حمایت آمریکا و اسرائیل پا برجا ماندهاند، تا از این طریق یک متحد جدید برای اسرائیل در منطقه ایجاد شده و منابع نفتی منطقه به نفع آنان مصادره شود. یک هدف دیگر آمریکا از تشکیل کشور کردی، جایگزینی آن در منطقه به جای ترکیه و تعامل با آن است زیرا ترکیه دیگر برای آنان به عنوان یک مهره سوخته تلقی میشود.
در حال حاضر برای اسرائیل هیچ متحدی بهتر از احزاب کرد وابسته به خود در منطقه وجود ندارد. زیرا با شروع انقلابهای منطقه دیگر نمیتوان به کشورهایی مانند ترکیه، عربستان و یا مصر اعتماد کامل داشت. اسرائیل به دنبال متحدی است که حداقل برای ۶۰ سال بدون هیچ مخالفتی با آن ارتباط داشته باشد. به معنای دیگر ترکیه با توجه به استقلال نسبی که در موضوع اقتصاد به دست آورده است در برخی مواقع اقداماتی را انجام میدهد که با سیاستهای ناتو و غرب در تناقض است ولی برخی از احزاب کرد برای جدایی از کشورهای مادر خود در حال حاضر بسیار نیاز به حامی دارند و آمریکا و اسرائیل به آنان قول حمایت را دادهاند. در نهایت ترکیه سعی دارد کسانی در سوریه حاکم باشند که از نظر عقیدتی با محور مقاومت، ایران و یا شیعیان دشمنی داشته باشند. اگر گروهی ملیگرا در سوریه روی کار بیاید در آینده نه چندان دور بار دیگر با ایران متحد میشوند.
* به عنوان سوال پایانی، درباره رابطه ترکیه و داعش بیشتر توضیح دهید و آیا این موضوع که ترکیه از این طریق در پی بازسازی امپراتوری عثمانی است را قبول دارید؟
پاسخ: در اینکه داعش و ترکیه با یکدیگر رابطه دارند، شکی وجود ندارد و این موضوع نیز بر هیچ کشوری پوشیده نیست، ولی اختلافات بر سر کیفیت کمکرسانی ترکیه به داعش است. آنکارا بارها گفته است که ترکیه از گروههای مسلح مخالف دولت سوریه، حمایت تسلیحاتی انجام نمیدهد، این در صورتی است که پایگاههای آموزش مخالفان سوریه در جنوب شرق ترکیه جزء فعالترین پایگاههای این کشور محسوب میشوند و بسیاری از کسانی که در این پایگاهها آموزش دیدهاند به داعش پیوستهاند. دولتمردان ترکیه ادعا میکنند که بسیاری از تروریستهایی که از کشورهای حوزه قفقاز و یا اروپا از طریق ترکیه به سوریه سفر کردهاند به وسیله پاسپورت و مجوز رسمی وارد سوریه شدهاند و ما قانونا نمیتوانستیم از اقدام آنها جلوگیری کنیم. ولی شما شاهد بودید که جان کری، وزیر خارجه آمریکا و جو بایدن، معاون رئیسجمهور آمریکا بارها از کمکهای ترکیه به گروههای تروریستی سوریه انتقاد کرده و خواستار توقف این کمکها شدند و در کتاب خاطرات هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا نیز شاهد هستیم که به صورت علنی به دست داشتن آمریکا در تشکیل داعش و منتقل کردن آن به سوریه از طریق ترکیه اعتراف کرده است. ترکیه اعتراف کرده است که کمکهای غذایی دارویی و یا انتقال مجروحان داعش برای درمان به خاک ترکیه را انجام داده است و ادعا میکند که این موضوع یک وظیفه انسانی است و این افراد حتی اگر کافر هم باشند ما وظیفه داریم تا آنان را درمان کنیم. برخی گزارشها حاکی از آن است که داعش در قسمت اروپایی ترکیه یک پایگاه مستقل برای تعامل با دیگر کشورهای غربی دارد و احزاب مخالف دولت اردوغان بارها به این موضوع اشاره کردهاند و یا در جایی دیگر اخباری درباره کشف و ضبط محمولههای بزرگ سلاح در جنوب شرق ترکیه منتشر شد که دولت ترکیه از دستگاه قضائی خواست این پرونده را به دلیل اینکه این محموله متعلق به سازمان اطلاعات ترکیه است، مختومه اعلام کند در صورتی که بعدها مشخص شد این محموله برای داعش تهیه شده بود.
ترکیه سعی دارد با حمایت از داعش، جبهه النصره، ارتش آزاد سوریه و یا گروه تروریستی "جیش الاسلام"، ابزاری برون مرزی برای اعمال فشار بر دیگر کشورها برای خود ایجاد کند. درباره "نو عثمان گرایی" ترکیه باید بگویم که هیچ یک از مسئولان ترکی این موضوع را انکار نمیکنند ولی اعلام کردهاند این به معنای تعرض به مرزهای کشورهای دیگر نیست و ما تنها به دنبال ایجاد روابط قوی با کشورهای مختلف در منطقه هستیم. رابطه ایران و ترکیه هرگز به سوی جنگ مستقیم نخواهد رفت ولی این دو کشور در حال حاضر به صورت نیابتی در سوریه با یکدیگر درگیر هستند. ایران با کمک به مردم و دولت سوریه در این کشور حضور دارد و ترکیه نیز از طریق حمایت از گروههای مسلح مخالف دولت سوریه. ترکیه در واقع میخواهد همانطور که حزب الله برای ایران یک شاخه نظامی و سیاسی قوی محسوب میشود؛ با حمایت از گروههای مسلح مخالف سوریه، چنین ابزاری را برای خود در منطقه ایجاد کند. آینده در منطقه آن چنان روشن نیست ولی ای کاش که دولت ایران و ترکیه میتوانستند برای پایان دادن به تنشهای منطقه با یکدیگر همکاری کنند که این موضوع بارها توسط ایران به ترکیه پیشنهاد شده است ولی آنکارا زیادهطلب است و خواستار امتیازات بیشتر در منطقه است. اگر همکاری میان ایران و ترکیه امکان پذیر بود، این دو کشور را به ابر قدرت جدیدی تبدیل می کرد.
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1y2Vv74
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر